آيين نامه ايمنی در صنايع ريخته گری (قطعه ريزی و لوله ريزی)

هدف

هدف از بازنگري مبحث ريخته گري در آيين نامه و مقررات حفاظت فني در ريخته گري، آهنگري و جوشكاري مصوب 1347، به روزرساني و تطبيق مواد آن با  شرايط روز صنايع، پيشرفت تكنولوژي و ايمن سازي محيط كارگاه و صيانت از نيروي انساني و منابع مادي و پيشگيري از حوادث ناشي از كار در كليه كارگاه هايي است كه در فرايند آنها از ماشين آلات و تجهيزات ريخته گري (قطعه ريزي و لوله ريزي) و فرايندهاي مرتبط به غير از روش هاي ريخته گري تحت فشار (دايكست)، مداوم و نيمه مداوم استفاده مي شود.

دامنه شمول

مقررات اين آيين نامه به استناد ماده ٨٥ قانون كار جمهوري اسلامي ايران تدوين گرديده و براي كليه كارفرمايان، كارگران و كارآموزان مشمول قانون مذكور لازم الاجراء می باشد.

فصل اول-  تعاريف

در اين آيين نامه واژه ها و اصطلاحات زير در معاني مشروح مربوط به كار ميروند.

بوته:  محفظه نگهدارنده اي است كه براي ذوب، نگهداري و ريخته گري مذاب فلزات استفاده مي شود.

سرباره: اكسيدهاي فلزي يا ديگر ناخالصي ها يا تركيبي از هر دوي اين ها كه بر روي سطح مذاب فلزات جمع ميشوند.

پاتيل: محفظه اي است كه براي نگهداري، حمل و تخليه مذاب استفاده مي شود و قابل خم شدن  می باشند.

پاتيل جرثقيلي: نوعي پاتيل است كه توسط جرثقيل هاي سقفي جا به جا مي گردد.

پاتيل با تخليه از كف: نوعي پاتيل است كه تخليه مواد مذاب آن از طريق مجراي موجود در قسمت كف انجام مي پذيرد.

كوره القايي: كور هاي است كه حرارت بصورت الكتريكي و توسط كويل پيچيده شده در اطراف بوته يا نسوز كوره به فلز موجود در آن القاء مي گردد و به انواع فركانس شبكه، فركانس متوسط و فركانس بالا (مصارف آزمايشگاهي) تقسيم میگردد. انواع كوره هاي فركانس شبكه شامل كوره هاي القايي بدون هسته و كوره هاي القايي كانال دار مي باشند.

كوره قوس الكتريك مستقيم : كور هاي است كه حرارت در آن از طريق ايجاد قوس الكتريك بين الكترودها و بار كوره توليد میگردد.

كوره قوس الكتريك غيرمستقيم: كور هاي است كه حرارت در آن از طريق ايجاد قوس الكتريك بين الكترودها ايجاد مي شود.

كوره شعله اي يا تشعشعي: كور هاي است كه داراي حمام مذاب با عمق كم بوده و در ذوب فلزات از آنها استفاده میشود و حرارت حمام از طريق گازهاي داغ در روي سطح فلز و تشعشع ناشي از سقف تأمين م يگردد و به انواع ثابت و دوار تقسيم میشود.

كوره نگهدارنده ماشين ريخته گري: كور هاي است كه داراي المانهاي توليد گرما بوده و به عنوان نگهدارنده مذاب در ماشين ريخته گري عمل می نماید.

بار كوره: موادي است كه به داخل كوره ذوب ريخته شده كه نهايتًا منجر به توليد فلز مذاب مي گردد.

پيش گرم بار كوره: تجهيزاتي است كه از آن براي پيشگرم كردن بار كوره قبل از ريختن آن به داخل كوره استفاده میگردد.

مدل : قطعه اي است از جنس چوب، فلز يا ديگر مواد كه براي ايجاد محفظه قالب در داخل مخلوط قالب گيري از آن استفاده مي شود.

ماهيچه: مخلوط از پيش شكل گرفته و قابل متلاشي شدن كه در درون قالب جاي گرفته تا قسمت هاي داخلي قطعه يا آن قسمت هايي را كه توسط مدل نمي توان تعبيه نمود، تهيه نمايد.

ماشين هاي قالبگيري يا ماهيچه سازي: ماشين تزريق ماسه يا ديگر مخلوط ها به منظور ساخت قالب يا ماهيچه با اعمال هواي فشرده يا ديگر گازها را مي گويند.

چسب ماهيچه: هرگونه مواد بصورت مايع و يا جامد كه براي چسباندن ذرات مخلوط ماهيچه به يكديگر به كار برده میشود.

جعبه ماهيچه: يك سازه از جنس پليمر، فلز يا چوب كه حفره داخل آن داراي شكل مطلوب ماهيچه بوده و ماهيچه در درون آن ساخته میشود.

درجه ريخته گري: محفظه اي بدون سرپوش و انتها، كه براي نگهداري مخلوط ماسه در هنگام قالب گيري بكار میرود. درجه از دو يا چند جزء تشكيل شده است كه قسمت پاييني، لنگه زيرين و قسمت بالايي، لنگه رويي ناميده میشود. به قسمت هاي مياني به هر تعداد لنگه وسطي گفته میشود.

ريخته گري پوسته اي (چراغي): روشي است كه در آن قالب از طريق ريختن مخلوط ماسه حاوي چسب گرماسخت بر روي مدل فلزي گرم شده، شكل میگیرد.

قالب ريخته گري دقيق: قالبي است كه ابتدا بصورت دوغاب بوده و از مواد ديرگداز، چسب و حلال تشكيل شده كه بصورت لايه لايه بر روي مدل مومي ريخته میشود تا پس از سخت شدن به شكل قالب ريخته گري دقيق در آيد.

مولر :(Muller) ماشيني است كه عمل مخلوط كردن و پوشش دادن مخلوط ماسه را بصورت مكانيكي براي استفاده در ريخته گري با استفاده از چسب ها و محلول ها انجام مي دهد.

ميكسر :(Sand Mixer) ماشيني است براي تهيه مخلوط ماسه يا ماهيچه كه  از طريق اضافه نمودن اجزاء مخلوط بصورت كنترل شده اين عمل را انجام مي دهد.

پاشش مواد ساينده: فرايندي است كه طي آن ماده ساينده با فشار ناشي از نيروي هيدروليك يا باد و يا گريز از مركز به يك سطح برخورد مي كند.

لاينر :(Liner)  قطعه استوانه اي جداگانه و قابل تعويض كه در داخل شيلنگ  تجهيزات تميزكاري قرار مي گيرد و مانع از سايش شيلنگ مي شود.

غبارگير: ابزار تصفيه هوا كه براي جدا نمودن ذرات از سيستم خروج گاز قبل از تخليه به هواي باز بكار میرود.

پرداخت كاري: رسيدن به صافي سطح مورد نياز توسط روشهايي مثل سنگ زدن و يا پوليش.

ماسه بازيابي شده: ماسه اي است كه توسط فرايندهاي حرارتي، مكانيكي، هوادهي و تر، فرآوري میشود.

چاله اضطراري تخليه مذاب كوره: فضايي است كه در زير يا جلوي كوره قرار م يگيرد تا در مواقع اضطراري مواد مذاب در آن تخليه گردد.

سرباره گيري : جدانمودن سرباره را از سطح مذاب فلزات مي گويند.

ابزار برداشتن قطعه: ابزاري است كه به كمك يك مكانيسم دستي يا مكانيكي قطعه را از حفره قالب يا يك منطقه ديگر برمي دارد.

لاوك :(SKIP)  سبدها، باكت ها يا هر گونه محفظه اي است كه بر روي ريل قرار مي گيرد  و توسط عمل كشش يا فشار به حركت در مي آيد.

لوله تغذيه : لوله اي است كه از يك طرف درون فلز مذاب قرار گرفته و از طرف ديگر به انتهاي قالب متصل است تا فلز مذاب از درون آن به حفره قالب بريزد.

دسته پاتيلم :(Trunnion)  حوري است در پاتيل كه براي چرخش و نگاهداشتن آن بكار میرود.

چنگك :(Bail)  حلقه متصل به پاتيل است كه قلاب جرثقيل در داخل آن قرار مي گيرد.

ريخته گري ريژه: روشي است كه طي آن فلز مذاب تحت شرايط وزني يا با فشار پايين به داخل يك قالب از جنس مقاوم نظير آهن يا فولاد ريخته شده و سپس منجمد مي گردد.

ماشين ريژه ريزي: يك دستگاه مكانيكي، هيدروليكي، نيوماتيكي (پنوماتيكي) يا الكتريكي است كه در آن فلز مذاب توسط نيروي وزن يا بافشار پايين به درون قالب چند بار مصرف موجود در ماشين فرستاده میشود.

ماشين هاي ريژه ريزي با فشار پايين: يك ماشين ريخته گري با قالب دائم است كه معمولا بالاي يك كوره نگهدارنده نصب شده تا با ايجاد فشار، فلز مذاب را به لوله تغذيه بفرستد. فشار در اين ماشين ها بايد كمتراز ٢ اتمسفر باشد.

قالب دائم: ابزاري است در ماشين هاي ريخته گري با قالب دائم كه فلز مذاب به داخل آن ريخته شده تا به شكل قطعه ريخته گي در بيايد.

خط جدايش: سطح روي قطعه كه به واسطه جداشدن نيمه قالبها از يكديگر بر روي آن تشكيل میشود.

بلوك متوقف كننده :(Stop Block)  قطعه اي كه به منظور جلوگيري از حركت  ناخواسته اجزاء قالب در زمان تعمير و نگهداري ماشين ريژه ريزي استفاده میشود

ماشين ريخته گري گريز از مركز: ماشيني است كه براي توليد لوله ها و بوش ها توسط روش گريز از مركز استفاده مي شود. در اين ماشين محور مركزي لوله ها و بوش ها مطابق با محور گردش ماشين بوده و ضخامت لوله ها و بوش ها توسط ابعاد قالب و مقدار فلز ريخته شده مشخص مي گردد. محور فوق مي تواند بصورت افقي يا مايل باشد.

حد پاييني انفجار(LEL):  اشتعال كمترين مقدار گاز يا بخار مايع قابل احتراق  كه میتواند با هوا مخلوط شده و مخلوط گازي قابل انفجاري (اشتعالي) را بوجود آورد.

 

فصل دوم : مقررات عمومي

ماده ١: كارفرما مكلف است نسبت به شناسايي خطرات و ارزيابي شرايط محيط كاركارگاه هاي ريخته گري اقدام نموده و اقدامات كنترلي مناسب را به منظور حذف مخاطرات احتمالي به عمل آورد.

 

ماده ٢: كارگران كارگاه هاي ريخته گري بايد متناسب با نوع كار و خطرات، مطابق با آيين نامه آموزش ايمني كارفرمايان، كارگران و كارآموزان مصوب شوراي عالي حفاظت فني، آموزش هاي ايمني لازم را ديده و مدارك مربوطه در پرونده آنان ثبت و ضبط شده باشد.

 

ماده ٣: ماشين ها و تجهيزات مورد استفاده در صنايع ريخته گري بايد داراي لوحه شناسايي حاوي اطلاعات و مشخصات زير بوده و در محل قابل رؤيتي بر روي آنها نصب شود:

الف)  نام و آدرس سازنده دستگاه

ب)  شماره سري يا نوع دستگاه

ج)  مشخصات فني ضروري مانند توان، ظرفيت اسمي، وزن

ه)  شماره سريال و سال ساخت

و ) در صورت وجود استاندارد، شماره استاندارد

 

ماده ٤: انجام كليه امور نصب، راه اندازي، بهره برداري و سرويس، تعمير و نگهداري ماشين آلات و تجهيزات ريخته گري بايد توسط افراد ماهر و با رعايت دستورالعمل هاي شركت سازنده و الزامات قانوني انجام پذيرد.

 

ماده ٥: ماشين ها و تجهيزات ريخته گري بايد داراي پرونده مجزا بوده و دستورالعمل ها، نتايج سرويس، تعمير و نگهداري و بازرسي هاي فني و ايمني در آن ثبت گردد.

 

ماده ٦ : كارگران شاغل در صنايع ريخته گري بايد متناسب با نوع كار و خطرات موجود با وسايل حفاظت فردي مناسب (عينك هاي ايمني و حفاظتي، گوشي ايمني، كلاه و كفش ايمني، دستكش، پيش بند، گتر حفاظتي و لباس مقاوم به حرارت و مانند آنها) مطابق با آيين نامه وسايل حفاظت فردي مصوب شوراي عالي حفاظت فني تجهيز گردند.

 

ماده ٧: براي جلوگيري از تماس يا ورود افراد به داخل محفظه ها يا تجهيزاتي كه داراي اجزاء متحرك داخلي هستند بايد از حفاظ مناسب استفاده شود.

 

ماده ٨ : كارفرما بايد در خصوص امكان ايجاد مخلوط هواي خطرناك (ازجمله كمبود اكسيژن، مخلوط گازهاي سمي، مخلوط گازهاي قابل انفجار و غيره) در محيط كارگاه از طريق اشخاص حقيقي يا حقوقي ذيصلاح (طبق آيين نامه مشاورين حفاظت فني و خدمات ايمني مصوب شوراي عالي حفاظت فني) بررسي هاي لازم را بعمل آورده و در صورت وجود چنين مخلوطي روش هاي پيشگيرانه لازم را اتخاذ و دستورالعمل هاي مربوطه را تهيه كند.

 

ماده ٩: كارفرما بايد دستورالعمل هاي مكتوب براي عمليات ايمن ذوب ،بارريزي و انتقال مذاب را تهيه و بر نحوه اجراي آنها نظارت نمايد. اين دستورالعملها همچنين بايد شامل مشخص نمودن افراد ماهر براي انجام كار و تجهيزات حفاظت فردي مورد نياز باشد.

 

ماده ١٠ : كارفرما بايد آموزش لازم را در خصوص روش هاي صحيح انجام كار مطابق دستورالعمل هاي مربوطه به كارگران ارائه نمايد. كارفرما بايد مطمئن گردد كه كارگران از روش هاي صحيح انجام كار و دستورالعمل هاي مربوطه پيروي مي نمايند و كارگران نيز موظف به رعايت روش هاي صحيح انجام كار و دستورالعمل هاي مربوطه مي باشند.

 

ماده ١١ : كارفرما مكلف است فاصله كافي بين ماشين ها و خطوط عملياتي را مهيا نموده تا حركت كارگران محدود نگردد.

 

ماده ١٢ : از فضاهاي مجزا بايد براي تعمير و نگهداري، نظافت ماشين ها، جا به جايي و اسقاط مواد استفاده گردد. سطوح مورد استفاده براي عبور افراد بايد عاري از موانع، گريس، روغن و آب و يا هرگونه مواد لغزنده باشد.

 

ماده ١٣ : در ماشين هايي كه از سيستم هيدروليك استفاده مي گردد بايد با استفاده از روش هاي ايمن از جاري شدن مايع هيدروليك و آتش گرفتن آن جلوگيري به عمل آيد.

 

ماده ١٤ : كارفرما موظف است ميزان شدت صدا در ايستگاه هاي مختلف كاري فرايند ريخته گري را اندازه گيري نموده و تدابير لازم براي كاهش ميزان شدت صداي توليدي را اتخاذ نمايد.

 

ماده ١٥ : در صورت بروز نقص فني در هر يك از اجزاء ماشين هاي ريخته گري بايد با استفاده از روش هاي ايمن از ايجاد جراحت و صدمه به كارگران، جلوگيري به عمل آيد.

 

ماده ١٦ : بخارات فيوم هاي فلزي، گردوغبار و دودهاي حاصل از عمليات ريخته گري بايد توسط سيستم تهويه و تصفيه مناسب از محيط خارج شود.

 

ماده ١٧ : به منظور حذف رطوبت، روغن و ساير مايعات موجود در مواد شارژ و ابزارها قبل از فرورفتن آنها در كوره يا مذاب بايد تمهيداتي پيش بيني شده باشد. از افزودن ظروف سربسته مثل انواع كپسول ها و همچنين مواد قابل انفجار مانند مهمات جنگي بايد اكيدًا خودداري شود.

 

ماده ١٨ : ابزارهاي زنگ زده نبايد در مذاب آلومينيم فرو برده شوند.

 

ماده ١٩ : كارفرما بايد كار جابه جايي قراضه ها را به كارگراني واگذار نمايد كه آموزش هاي لازم را در رابطه با آزمايش، كنترل و حمل و نقل قراضه ها فرا گرفته باشند.

 

ماده ٢٠ : جابه جايي و شارژ قراضه ها بايد پس از اطمينان از آزمايشات كنترلي آنها در خصوص امكان وجود مواد منفجره، اشيايي كه بطور بالقوه خطر انفجار دارند و ظروف توخالي در بسته انجام شود.

 

ماده ٢١ : قبل از جابه جايي يا پياده كردن قراضه هاي تهيه شده از صنايع نظامي كه ممكن است حاوي مواد منفجره باشند بايد فرد ماهري براي بررسي وقوع احتمالي انفجار تعيين گردد.

 

ماده ٢٢ : قراضه ها فقط بايد وقتي تحويل گرفته شوند كه تهيه كننده تضمين نمايد كنترل هاي لازم انجام شده و قراضه ها عاري از مواد منفجره و ظروف توخالي دربسته مي باشند.

 

ماده ٢٣ : اگر كارگران ماده منفجره يا مشكوكي يافتند بايد فورًا كار را متوقف كرده، محل را علامت گذاري و با استفاده از نوار مسدود نمايند و مراتب را سريعًا به فرد مسئول اطلاع دهند. فرد مسئول بايد مطمئن شود كه در صورت كشف مواد منفجره يا مشكوك در داخل قراضه ها مقامات ذيصلاح فورًا در جريان امر قرار مي گيرند.

 

ماده ٢٤ : اگر كارگران در داخل قراضه ها ظرف توخالي دربسته اي يافتند بايد آنرا كنار گذارده و به فرد مسئول اطلاع دهند. براي استفاده مجدد، ظرف توخالي بايد به منظور اطمينان از عدم ايجاد خطر در اثر افزايش فشار دروني ظرف به مقدار كافي سوراخ شود.

 

ماده ٢٥ : تمامي موتورها و محورهاي انتقال نيرو بايد مطابق آيين نامه حفاظت در مقابل خطرات وسايل انتقال نيرو حفاظ گذاري شده باشند.

 

فصل سوم  آماده سازي ماسه، قالب گيري و ماهيچه سازي

ماده ٢٦ : سيلوها، قيف ها، مخازن و مخلوط كن هاي مورد استفاده در آماده سازي ماسه، قالب گيري و ماهيچه سازي بعنوان فضاي بسته محسوب شده و انجام كار در آنها بايد با كسب مجوز صادره از طرف كارفرما و رعايت اصول ايمني همراه باشد.

 

ماده ٢٧ : تمامي دريچه ها در سيلوها، مخازن و قيف ها بايد به حفاظ مناسب و مؤثر مجهز شوند.

 

ماده ٢٨ : انجام عمليات خارج كردن پسماند در سيلوها، قيف ها و مخازن بايد به گون هاي طراحي شده باشد تا كار بصورت ايمن انجام پذيرد.

 

ماده ٢٩ : مكانيزم راه اندازي دريچه ها در سيلوها، مخازن و قيف ها بايد به گون هاي طراحي شده باشد تا از سقوط افراد در مسير جريان تخليه مواد جلوگيري نمايد.

 

ماده ٣٠ : براي نمونه گيري ماسه، تجهيزات و ماشين آلات مربوطه بايد متوقف شده باشند.

 

ماده ٣١ : مولرها و ميكسرها بايد داراي حفاظ باشند تا از تماس افراد با اجزاي خطرآفرين آنها جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٣٢ : هنگامي كه انتقال مواد بصورت دستي كنترل م يشود، تابلوي كنترل بايد با رعايت شرايط ذيل جانمايي شود:

الف ) اپراتور از مكانيزم انتقال جدا شده باشد.

ب ) اپراتور در مسير مواد برگشتي نباشد.

ج ) اپراتور به كنترل ها دسترسي داشته باشد.

د ) مانعي در برابر ديد اپراتور به خط انتقال وجود نداشته باشد

 

ماده ٣٣ : در مواقعي كه مواد قابل اشتعال، انفجار يا سمي جا به جا يا انبار میشوند رعايت كليه موارد ايمني و حفاظتي الزامي است.

 

ماده ٣٤ : هنگامي كه ماشين آلات، تجهيزات و فرايند جابه جايي و آماده سازي ماسه

باعث ايجاد غلظت آلاينده ها بيش از حد مجاز شود، با استفاده از روش هاي كنترلي مناسب مقدار آلاينده ها بايد به كمتر از حد مجاز رسانده شود و يا با استفاده از تجهيزات حفاظت فردي ميزان تماس كارگران با آلاينده ها به حداقل ممكن تنزل يابد.

 

ماده ٣٥ : در روش ريخته گري پوسته اي (چراغي)، غلظت آلاينده هاي قابل انفجار بايد به نحوي كنترل شود كه حداكثر غلظت آلاينده ها ٢٥ درصد حد پاييني انفجار  (LEL)باشد.

 

ماده ٣٦ : در تجهيزات ماهيچه سازي، قالب گيري و جابه جايي درجه ها، تمامي مناطقي كه امكان ايجاد آسيب براي كارگران وجود دارد بايد بصورت مناسب حفاظ گذاري شوند.

 

ماده ٣٧ : با استفاده از روش هاي زير و يا ديگر روش هاي مناسب بايد از اصابت ذرات ماسه خارج شده از بين خط جدايش بين جعبه ماهيچه و دستگاه ماهيچه سازي و اصابت آنها به اپراتور محافظت گردد:

الف ) از سايش سطوح فصل مشترك بين جعبه ماهيچه و دستگاه ماهيچه سازي جلوگيري گردد.

ب ) قبل از شروع به كار، ذرات ماسه باقيمانده در فصل مشترك بين جعبه ماهيچه و دستگاه ماهيچه سازي تميز گردد.

ج ) از درزگير (لاتون) در فصل مشترك بين جعبه ماهيچه و دستگاه ماهيچه سازي استفاده گردد.

د ) از سپرها يا پرده هاي حفاظتي در فاصله بين اپراتور و دستگاه استفاده شود.

 

ماده ٣٨ : جعبه هاي ماهيچه سازي بايد بصورتي طراحي شده باشند كه جاگذاري و برداشتن جعبه بدون قرارگيري دست اپراتور در معرض آسيب باشد. در صورتي كه دستگيره هاي مناسب در طراحي جعبه ماهيچه پيش بيني نشده باشد نقاط مذكور بايد به جعبه ماهيچه اضافه شود.

 

ماده ٣٩ : جعبه ماهيچه بايد داراي استحكام لازم براي مقاومت در برابر نيروهاي مكانيكي و نيوماتيكي (پنوماتيكي) حين كار را داشته باشد.

 

ماده ٤٠ : سوراخ هاي ارتباط با هوا بايد در جعبه ماهيچه يا صفحات دمش وجود داشته باشد.

 

ماده ٤١ : با استفاده از حفاظ مناسب بايد از تماس احتمالي اپراتورها با سيستم انتقال لاوك ها (SKIP) جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٤٢ : در فرايند ماهيچه سازي، بايد از تهويه مناسب براي نگهداري هواي محيط كار در سطحي معادل حداكثر مقدار مجاز براي آلاينده هاي موجود در فرايند ماهيچه سازي استفاده شود.

 

ماده  43: كارفرما موظف است برگه اطلاعات ايمني مواد (MSDS)  مورد مصرف  در فرايند ماهيچه سازي را تهيه و در راستاي ايمن سازي فرايند ماهيچه سازي از آن استفاده نمايد.

 

ماده ٤٤ : در پيستون هاي موجود در دستگاه هاي قالب سازي بايد با استفاده از روش هاي ايمن از خارج شدن پيستون از داخل سيلندر جلوگيري شود.

 

ماده ٤٥ : در هنگاميكه از سرسره هاي سقوط آزاد براي بازگرداندن گيره ها (كلمپ) به ايستگاه هاي گيره زني استفاده مي شود، گيره ها (كلمپ) بايد در داخل سرسره محكم شده و مجراي خروجي سرسره نيز حفاظ داشته باشد.

 

ماده ٤٦ : ابزارهاي بلند كردن درجه ريخته گري بايد بصورتي طراحي شده باشد كه داراي فاصله كافي از كارگران بوده يا داراي دستگيره هاي جداگانه باشند.

 

ماده ٤٧ : براي جلوگيري از ورود مواد فلزي ناخواسته به مخلوط ماسه بايد از روش هاي مناسب (نظير جداكننده مغناطيسي و سرند) استفاده شود.

 

ماده ٤٨ : انجام تنظيمات يا تعميرات در تجهيزات مورد استفاده براي آماده سازي قالب، قالب سازي و ماهيچه سازي توسط اپراتور ممنوع م يباشد مگر اينکه وي در اين رابطه آموزش هاي لازم را ديده باشد و مجوزهاي مورد نياز را از طرف كارفرما دريافت كرده باشد.

 

ماده ٤٩ : براي تخليه تركيبات پوشان قالب از ظروف كار بايد از تجهيزات مناسب (نظير يكبركننده بشكه، شيرهاي سماوري) استفاده شود.

 

ماده ٥٠ : تركيبات پوشان قالب و حلالهاي قابل اشتعال بايد در ظروف دربسته محكم، نشكن، غيرقابل اشتعال و فقط در مقادير مورد نياز يك نوبت كاري در محل كار انبار شوند.

 

ماده ٥١ : در صورت استفاده از پوشان هاي پايه آبي قبل از بارريزي، سطح قالب بايد بوسيله شعله دستي خشك گردد. در صورت استفاده از پوشان هاي پايه الكلي قبل از بارريزي با آتش زدن سطح قالب بايد خشك گردد.

 

ماده ٥٢ : مادامي كه از تركيبات پوشان قالب با نقطه اشتعال كمتر از ٥٥ درجه سانتيگراد استفاده میشود.  بايد در اطراف نقطه مصرف، منطقه اي به شعاع ٣ متر عاري از هرگونه شعله نگهداشته شده و كشيدن سيگار در اين منطقه ممنوع گردد.

 

ماده ٥٣ : ظروف كار بايد در برابر ضربه محافظت شده و پس از استفاده درب آنها بسته شوند.

 

ماده ٥٤ : اسپري كردن قالب ها و ماهيچه ها با تركيبات پوشش دهنده اي كه داراي نقطه اشتعال كمتر از ٥٥ درجه سانتيگراد هستند بايد در جايگاه ها يا غرفه هاي مخصوص انجام شود.

 

ماده ٥٥ : ماهيچه ها و قالب هاي سنگين كه حمل آنها مشكل مي باشد، را مي توان با رعايت تدابير ايمني در كارگاه اسپري نمود. اين تدابير همچنين عمليات اسپري در ماشينهاي قالب گيري كه داراي جايگاه هاي اسپري مجهز به سيستم تهويه مكنده هستند را نيز شامل مي گردد.

 

ماده ٥٦ : جهت جلوگيري از بيرون زدن مذاب از سطح جدايش دو نيمه قالب بايد از وزنه گذاري و يا گيره استفاده شود.

 

ماده ٥٧ : همزمان با شروع ريخته گري بايد نسبت به سوزاندن گازهاي قالب اقدام نمود تا از تجمع گاز در قالب و ماهيچه جلوگيري بعمل آيد.

 

 

فصل چهارم  کوره هاي ذوب و ريخته گري

بارگيري خودكار كوره

ماده ٥٨ : راه هاي دسترسي به نقاط بارگيري، مسيرهاي تغذيه و سكوهاي بارگيري يا منطقه عبور ارابه ها بايد با تعبيه درهاي مخصوص محافظت شوند.

 

ماده ٥٩ : براي جلوگيري از بسته شدن تصادفي و ناخواسته درها و شروع بكار مجدد دستگاه، درها بايد به ميكروسوئيچ مجهز شوند.

 

ماده ٦٠ : در صورت بازبودن يكي از درهاي دسترسي، سيستم كنترل دستگاه بايد بطور اتوماتيك خاموش شده و هدايت دستگاه بصورت دستي از اتاق كنترل مركزي غيرممكن باشد.

 

ماده ٦١ : روشن كردن دوباره دستگاه از داخل اتاق كنترل مركزي فقط بايد زماني ميسر باشد كه درهاي دسترسي بسته بوده و قفل ميكروسوئيچ توسط يك كليد از بيرون باز شده باشد.

 

ماده ٦٢ : در مسير تغذيه، روي سكوي بارگيري مجاور كوره و درصورت لزوم در نزديكي محور راهنما بايد كليدهاي توقف اضطراري و كنترلهايي براي هدايت دستي موجود باشد. را هاندازي كنترلهاي فوق بايد توسط سوئيچي كه با كليد باز و بسته میشود امكان پذير باشد.

 

ماده ٦٣ : تخليه ظروف توزين فقط بايد پس از قرارگرفتن كامل قيف در زير آنها انجام شود.

 

ماده ٦٤ : مابين عريض ترين قسمتهاي پيش آمده يا متحرك نوار نقاله هاي لاوك  (SKIP) دار برقي و قسمت هاي ثابت ساختمان در مسير تغذيه، بايد فاصله اي آزاد و بدون مانع به عرض ٥٠ سانتيمتر و ارتفاع ٢ متر وجود داشته باشد.

 

كوره هاي بوته اي

ماده ٦٥ : كوره هاي بوته اي ايستاده با لولاي مفصلي كه بيش از ٣٠ سانتيمتر بالاتر از سطح زمين قرار گرفته اند، بايد به سكوهايي با مشخصات زير مجهز شوند:

الف ) از فلز يا ساير مواد مقاوم به آتش ساخته شده باشند.

ب ) داراي عرض كافي باشند.

ج ) در قسمت جلو و كناره هاي كوره و همسطح با قسمت فوقاني آن امتداد يافته باشند.

د ) به نرده و آستانه هاي محافظ استاندارد مجهز شده باشند.

 

ماده ٦٦ : اگر دمنده ها و پمپ هاي سوخت تغذيه كننده مجموعه اي از كوره هاي بوته اي گازوئيل سوز، به يك منبع انرژي مشترك متصل نباشند در اين صورت بايد در روي خط لوله اصلي تأمين سوخت كوره ها يك شير فلكه دستي يا اتوماتيك نصب شود تا هنگام بروز نقص در سيستم هوا، جريان سوخت به كليه كوره ها فورًا قطع گردد.

 

ماده ٦٧ : بوته ها بايد در مكان هاي گرم وخشك انبار شوند. قبل از استفاده از نظر وجود حفره و ترك هاي ريز بدقت بازرسي و بدون آسيب زدن به بوته يا ديواره هاي جانبي بارگيري شوند. همچنين به آرامي گرم و فقط توسط ابزارهايي با شكل و اندازه مناسب بالا برده شوند.

 

ماده ٦٨ : بوته ها بايد توسط تعداد كافي از كارگران حمل و جابجا شود بنحوي كه از واردآمدن فشار بي مورد به كارگران جلوگيري شود. در اين زمينه رعايت آيين نامه حفاظتي حمل دستي بار مصوب شوراي عالي حفاظت فني الزامي است.

 

کوره هاي شعله اي

ماده ٦٩ : مشعل هاي گازسوز بايد دمنده دار باشند و فشار استاتيك هواي آنها حداقل 70 ميلي بار باشد.

 

ماده ٧٠ : كاهش فشار هوا به كمتر از مقدار حداقل بايد توسط سوئيچ هاي مربوطه بررسي شود تا موجب قطع گاز در شرايط نامتعارف گردد.

 

ماده ٧١ : مسير هوا و گاز بايد مجهز به نشان دهنده فشار باشند.

 

ماده ٧٢ : مشعل ها بايد مجهز به شير تنظيم نهايي جريان هوا و گاز باشند.

 

ماده ٧٣ : مسير ورودي شعله و فاصله سرمشعل از كوره بايد براساس دستورالعمل سازنده باشد.

 

ماده ٧٤ : ظرفيت حرارتي مشعل بايد مطابق با نياز كوره و يا حداكثر ٢٠ درصد بالاتر باشد.

 

ماده ٧٥ : در مسير گاز بايد فيلتر مناسب نصب گردد.

 

ماده ٧٦ : دماي مازوت ورودي به مشعل بايد حداقل ١٠٠ درجه سانتيگراد بوده و پيش گرمكن مجهز به سوئيچ كنترل درجه حرارت باشد.

 

ماده ٧٧ : مشعل كوره هاي شعله اي بايد مجهز به پيلوت (شمعك) باشد.

 

ماده ٧٨ : چنانچه در مسير گاز طبيعي از سيستم تقليل فشار استفاده مي شود، اين سيستم بايد مجهز به شير قطع كننده و شير اطمينان باشد.

 

ماده ٧٩ : در مسير گاز طبيعي بايد حداقل يك عدد شير برقي مناسب نصب گرديده و اين شير برقي بايد درصورت اختلال در فشار هوا و يا عدم تعادل در فشار گاز طبيعي مسير گاز را قطع نمايد. ترجيحًا اين شير بايد از نوع تنظيم دستي (Manual Reset) باشد.

 

ماده ٨٠ : تجهيزاتي كه در معرض حرارت قرار دارند بايد براي درجه حرارت مورد نظر طراحي شده و يا با استفاده از روش هاي موجود و تدابير ايمني از برخورد تشعشع و بالارفتن دما جلوگيري گردد.

 

ماده ٨١ : مشعل كوره بايد طوري نصب گردد كه در شرايط كاري، از محل نصب جدا نشود.

 

کوره هاي القايي

ماده ٨٢ : علاوه بر مواد اين بخش، موارد ذكر شده در استاندارد ملي ايران به شماره 3-6444 تحت عنوان (ايمني تأسيسات گرمايش الكتريكي-  قسمت3 : الزامات ويژه  گرمايش القايي و رسانشي و تأسيسات ذوب القايي) نیز می باشد.

 

ماده ٨٣ : طراحي كوره القايي بايد به نحوي باشد كه از پراكندگي ميدان مغناطيسي در اطراف بوته و محيط كار كوره جلوگيري نمايد.

 

ماده ٨٤ : تمامي هادي هاي بدون روكش به غير از آنهايي كه براي اتصال به زمين (كابل ارت) استفاده میشود بايد حفاظ گذاري شوند.

 

ماده ٨٥  : پوسته بوته هاي ذوب کور ه هاي القايي (steel shell) بايد داراي امکان خروج رطوبت يا بخار آب باشند.

 

ماده ٨٦ : در سيستم هيدروليك تخليه كوره بايد مكانيزمي پيش بيني شود تا در صورت بروز خطا يا نقص فني در آن سيستم، برگشتن آن به وضعيت عادي با سرعت كنترل شده باشد.

 

ماده ٨٧ : اگر در حين چرخش كوره، خطر سقوط كارگران به داخل چاله كوره وجود داشته باشد، انجام اقدامات حفاظتي در اين خصوص الزامي است. اين اقدامات نبايد باعث بروز خطر ديگري براي كار كنان شود.

 

ماده ٨٨ : ابزار فرمان دهنده به شير هيدروليك كه چرخش كوره را كنترل مي نمايد بايد داراي مكانيزمي باشد كه با برداشتن نيروي دست به وضعيت « خاموش » برگردد.

 

ماده ٨٩ : کور ههايي که داراي قابليت چرخش مي باشند بايد داراي كليدهاي محدودكننده (Limit Switch) يا موانع متوقف کننده (stop) باشند تا از چرخش بيش از حد کوره  جلوگيري شود.

 

ماده ٩٠ : در تمامي سيستم هاي چرخش كوره، دكمه هاي فشاري و اهرم ها بايد از نوع غيرثابت شونده باشند.

 

ماده ٩١ : در كوره هايي كه قابليت چرخش در دو سمت را دارند مكانيزم هاي چرخش براي خروج سرباره و مذاب بايد يكپارچه باشند.

 

ماده ٩٢ : سيم کشي ها و لوله کشي هاي کوره بايد بصورتي انجام شده باشند تا محل قرارگيري آنها در معرض حرارت ناشي از مذاب خروجي و تشعشع گرمايي آن به حداقل برسد.

 

ماده ٩٣ : قبل از وارد نمودن هرگونه ابزار عايق نشده به داخل حمام مذاب کوره، بايد نيروي الکتريکي کوره را قطع نمود و نسبت به تخليه انرژي الكتريكي ذخيره شده اقدام نمود. اگر امكان قطع نمودن جريان برق ورودي به كوره ميسر نباشد، به منظور جلوگيري از خطر برق گرفتگي، كليه كاربران كوره موظف به استفاده از ابزارهاي با دسته عايق و يا دستكش و لباس عايق مناسب هستند.

 

ماده ٩٤ : براي پرهيز از بالارفتن بيش از حد دماي کوره بايد از ابزارهاي دقيق اندازه گيري دما براي اين منظور استفاده نمود.

 

ماده ٩٥ : در صورت بروز هر گونه اشکال يا خطا در سيستم کنترل اتصال به زمين کوره (ارت)، از ادامه كار کوره تا محو کامل اشکال يا خطا بايد جلوگيري شود.

 

ماده ٩٦ : آنتن نيكل  كروم سيستم اتصال به زمين (ارت) كه به نسوزهاي كوره فروبرده میشوند نبايد توسط تكه هاي نسوز پوشانده شوند.

 

ماده ٩٧ : کف مناطقي که عمل انتقال مذاب در آنها انجام مي گردد بايد از جنس موادي (نظير ماسه ريخته گري يا مواد ديرگداز) باشند که باعث ايجاد حداقل فوران و پاشش مذاب گردد.

 

ماده ٩٨ : دستورالعمل هاي مربوط به عمليات تخليه مذاب بايد به گون هاي تهيه شده باشد که ايمني كارگران را در اين عمليات تأمين نمايد.

 

ماده ٩٩ : چاله موجود در قسمت جلو يا زير کوره بايد همواره خشک و عاري از رطوبت و روغن بوده و از موادي (نظير ماسه) ساخته شده باشد که از پاشش فلز در اثر تماس با آن جلوگيري نمايد. چاله بايد ظرفيت نگهداري حداقل يک بار کامل کوره را داشته باشد و از ذرات فلزي عاري بوده و بصورت منظم و حداقل يك بار در روز بازرسي شود.

 

ماده ١٠٠ : مناطقي که احتمال پاشش فلز مذاب در آنها وجود دارد بايد همواره خشک باشند.

 

ماده ١٠١ : تردد كارگران به چاله جلوي کوره بايد همواره تحت کنترل باشد. در زمان انجام عمليات باردهي، بارريزي، انتقال مذاب و سرباره گيري حضور كارگران در چاله ممنوع مي باشد.

 

ماده ١٠٢ : نصب سيستم اطفاء حريق سقفي (sprinkler)  بالاي ناحيه ذوب و سكوي   كوره (عرشه كوره) ممنوع است. ضمنًا آب مربوط به اين سيستم هرگز نبايد بر روي منطقه خطر ريخته شود.

 

ماده ١٠٣ : کارفرما بايد فضاي چاله جلوي کوره را از لحاظ وجود عوامل خطرناک بررسي نموده و با استفاده از روش هاي ايمن راهکارهاي مناسب براي مقابله با آن که شامل استفاده از وسايل حفاظت فردي نيز مي باشد را اتخاذ نمايد.

 

ماده ١٠٤ : مناطق اطراف کوره هاي القايي و کوره هاي نگهدارنده (تا شعاع ٦ متر و يا 5 برابر قطر داخلي كوره هركدام كه بزرگتر هستند) بعنوان مناطق خطرناک محسوب مي گردد. لذا کارفرما بايد مناطق اطراف کوره که در آنها احتمال پاشش فلز مذاب وجود دارد را با استفاده از نرده هاي حفاظتي با رنگ زرد يا ديگر علائم هشداردهنده مشخص نموده و محل هاي مجاز ورود به اين نواحي را نيز با استفاده از خط کشي به رنگ زرد بر روي کف کارگاه و با عرض حداقل ١٠ سانتيمتر مشخص نمايد.

 

ماده ١٠٥ : ورود افراد به مناطق اطراف کور ههاي القايي که احتمال پاشش فلز مذاب در آنها وجود دارد بايد فقط محدود به افراد ماهر و تنها به منظور انجام وظايف محوله باشد. انجام کار افراد در اين مناطق بايد در حداقل زمان مورد نياز براي انجام وظايف محوله باشد.

 

ماده ١٠٦ : محل استقرار كارگران ازجمله اپراتورهاي کوره القايي بايد در خارج از منطقه اطراف کوره که احتمال پاشش فلز مذاب در آن وجود دارد، باشد. درصورت امكان عمليات باردهي، سرباره گيري و يا ديگر موارد بصورت خودکار انجام شود تا خطراتي كه متوجه اپراتور مي باشد به حداقل كاهش يابد.

 

ماده ١٠٧ : در هنگام حركت ماشين هاي انتقال دهنده مذاب بايد از ابزارهاي هشداردهنده سمعي يا بصري و يا هردوي آنها بطور مداوم در حين حركت اين ماشين ها استفاده شود.

 

ماده ١٠٨ : ماشين هاي انتقال مذاب كه داراي امكان كنترل از راه دور مي باشند و همچنين مسير حركت آنها بايد داراي علائم هشداردهنده باشند تا در رابطه با شروع حركت ناگهاني آنها به كارگران هشدارهاي لازم داده شود.

 

ماده ١٠٩ : در مواقع نمونه گيري و يا سرباره گيري تنها بايد از ابزارهاي مخصوص اين عمليات استفاده نمود. ابزارهايي كه داراي پوشش نسوز هستند بايد قبل از استفاده رطوبت زدايي شوند. ابزارها بايد عاري از وجود هرگونه زنگ زدگي باشند.

 

ماده ١١٠ : در هنگام تعميرات بر روي مدار قدرت ترانسفورماتور كوره در قسمت ولتاژ پايين رعايت موارد ذيل الزامي است :

الف ) نيروي ورودي به ترانسفورماتور در حالت خاموش قفل شده باشد.

ب ) با استفاده از حفاظ از تماس كارگران با مدار ولتاژ بالا جلوگيري شود.

ماده ١١١ : در كوره هاي ذوب القايي بايد از يك منبع آب كه در ارتفاع مناسب نصب شده است براي خنك كردن اضطراري كويل كوره در مواقع اضطراري استفاده شود.

ماده ١١٢ : وسايل و تجهيزات اضطراري براي خنك كردن نقاط داغ كوره هاي نگهدارنده القايي بايد در همه حال آماده و در دسترس باشد.

 

كوره هاي قوس الكتريك

ماده ١١٣ : علاوه بر مواد اين بخش، موارد ذكر شده در استاندارد ملي ايران به شماره 4-6444  تحت عنوان «ايمني تأسيسات گرمايش الكتريكي  قسمت ٤: الزامات ويژه تأسيسات كوره قوس الكتريكي»  نيز الزامي مي باشد.

 

ماده ١١٤ : به منظور جلوگيري از برخورد كوره يا الكترودها با افراد و يا تجهيزات در زمانيكه كوره برقدار است، مكانيزم چرخش كوره بايد با جريان برق ورودي اينترلاك شود.

 

ماده ١١٥ : در كوره هايي كه از بالا شارژ مي شوند، به منظور جلوگيري از حركت سقف كوره در زمانيكه كوره برقدار است، مكانيزم شارژ كوره بايد با جريان برق ورودي اينترلاك شده باشد.

 

ماده ١١٦ : هنگام افزودن يا تعويض الكترودها نبايد از سقف كوره به عنوان سكو يا جايگاه كار استفاده شود. براي اين منظور بايد از سكو يا جايگاه كار مناسب استفاده گردد.

 

ماده ١١٧ : اپراتور بايد با استفاده از روش هاي ايمن از برقدار بودن الكترودها اطلاع يابد و بتواند جريان قوس الكتريكي را بين الكترود و شارژ برقرار كند.

 

ماده ١١٨ : اجزاء سيستم خنك كردن الكترودها كه در روي سقف كوره قرار دارند بايد به نحوي ساخته و مهار شده باشند كه امكان سقوط آنها به داخل كوره وجود نداشته باشد.

 

ماده ١١٩ : كارفرما بايد وسايل و تجهيزاتي (نظير شيلنگ آب) را براي خنك كردن اضطراري نقاط داغ كوره فراهم نموده و بر تعمير و نگهداري مداوم آنها نظارت نمايد.

 

ماده ١٢٠ : قبل از تعويض الكترودها در كوره هاي قوس مستقيم، جريان برق به الكترودها، سيستم هاي چرخش كوره و حركت دادن سقف كوره بايد قطع و قفل شوند.

 

ماده ١٢١ : جنس مواد مورد استفاده در كف مناطق انتقال مذاب در محوطه كوره هاي قوس بايد از موادي باشد كه پاشش و فوران مذاب را به حداقل برساند.

 

ماده ١٢٢ : با استفاده از تمهيداتي نظير ايجاد چاله در جلوي كوره هاي قوس بايد در مواقع پاشش مذاب از كارگران حفاظت نمود. كف و ديواره هاي اين چاله بايد همواره خشك بوده و از موادي ساخته شده باشد كه از پاشش فلز در اثر تماس جلوگيري نمايد.

چاله بايد داراي ظرفيت نگهداري حداقل يك بار كامل كوره را داشته باشد. چاله بايد از ذرات فلزي عاري بوده و بصورت منظم بازرسي شود.

 

ماده ١٢٣ : مناطق تخليه، بارريزي و انتقال مذاب كه احتمال پاشش مذاب در آنها وجود دارد بايد عاري از وجود هر گونه تجمع سيالات مانند آب يا روغن باشند.

 

ماده ١٢٤ : ورود افراد به چاله جلوي كوره بايد تحت كنترل باشد و در حين عمليات باردهي، بارريزي، تخليه يا سرباره گيري هيچ يك از كارگران نبايد در چاله جلوي كوره حضور داشته و يا وارد آن شوند.

 

ماده ١٢٥ : در صورت وجود كارگران در چاله جلوي كوره به منظور جلوگيري از عمليات باردهي، بارريزي ،تخليه يا سرباره گيري استفاده از علائم هشداردهنده الزامي است.

 

ماده ١٢٦ : مناطق اطراف کوره هاي قوس الكتريك (تا شعاع ٦ متر و يا ٥ برابر قطر داخلي كوره هركدام كه بزرگتر هستند) بعنوان مناطق خطرناک محسوب مي گردد. لذا کارفرما بايد مناطق اطراف کوره که در آنها احتمال پاشش فلز مذاب وجود دارد را با استفاده از نرده هاي حفاظتي با رنگ زرد يا ديگر علائم هشداردهنده مشخص نموده و محل هاي مجاز ورود به اين نواحي را نيز با استفاده از خط کشي به رنگ زرد بر روي کف کارگاه و با عرض حداقل ١٠ سانتيمتر مشخص نمايد.

 

ماده ١٢٧ : ورود افراد به مناطق اطراف كوره هاي قوس الكتريك كه احتمال پاشش فلز مذاب در آنها وجود دارد بايد محدود به افراد مجاز و فقط به منظور انجام وظايف محوله باشد. انجام كار افراد در اين مناطق بايد در حداقل زمان مورد نياز براي انجام وظيفه محوله باشد.

 

ماده ١٢٨ : محل استقرار كارگران ازجمله اپراتورهاي كوره هاي قوس الكتريك بايد در خارج از منطقه اطراف كوره كه احتمال پاشش فلز مذاب در آن وجود دارد باشد و در صورت امكان انجام عمليات سرباره گيري، انتقال مذاب، نمونه گيري و اندازه گيري دما بصورت كنترل از راه دور انجام پذيرد.

 

ماده ١٢٩ : كارفرما بايد دستورالعمل هاي مكتوب براي عمليات ذوب و بارريزي را تهيه و بر نحوه اجراي آنها نظارت نمايد. اين دستورالعمل ها همچنين بايد شامل مشخص نمودن افراد مجاز براي ورود به مناطق اطراف كوره و تجهيزات حفاظت فردي مورد نياز باشد.

 

فصل پنجم - پاتيل ها

ماده ١٣٠ : پاتيل هاي ريخته گري كه با دست چرخيده و تخليه م يشوند بايد داراي ابزار قفل كردن يكپارچه باشند تا از چرخش اتفاقي پاتيل جلوگيري گردد. پاتيل هاي بزرگ حمل و نقل مذاب (با ظرفيت بيش از ٥٠٠ كيلوگرم) بايد داراي ابزار ضد چرخش خودكار باشند.

ماده ١٣١ : پاتيل هاي ريخته گري و حمل ذوب داراي چنگك بايد به وسايل ايمني مجهز شوند كه از تاب خوردن و وارونه شدن چنگك پيش گيري نمايد.

 

ماده ١٣٢ : چنگك هاي پاتيل ها بايد در برابر گرماي تشعشعي محافظت شوند.

 

ماده ١٣٣ : گوه هايي كه براي اطمينان از قفل شدن دنده ها بكار م يروند بايد در برابر حركت هاي محوري ايمن شده باشند.

 

ماده ١٣٤ : براي اطمينان از بلندكردن بدون خطر پاتيل هاي ريخته گري و حمل ذوب كه مستقيمًا بوسيله ليفتراك چنگك دار بلند میشوند، تجهيزات مزبور بايد به وسايل ايمني مجهز شوند.

 

ماده ١٣٥ : به منظور اطمينان از عدم برگشت ناگهاني پاتيل هاي ريخته گري و حمل ذوب، وسايل قفل كردن آنها پيش از پرشدن بايد در وضعيت آماده بكار قرار گيرند.

 

ماده ١٣٦ : قفل پاتيل بايد بلافاصله پيش از خم شدن و تخليه پاتيل باز شود.

 

ماده ١٣٧ : وسايل متوقف كننده اتوماتيك پاتيل هاي ريخته گري و حمل ذوب فقط بايد با موادي روغنكاري شوند كه تأثيري بر عمل توقف اتوماتيك نداشته باشد و فقط بايد از روانسازهاي تعيين شده توسط سازندگان پاتيل استفاده گردد.

 

ماده ١٣٨ : چنگك و دسته پاتيل ها (Trunnion) محورهاي نگهدارنده حلقه ها و مكانيزم هاي برگردان پاتيل هاي ريخته گري، حمل ذوب و سرباره بايد از نظر وجود ترك و ساير عيوب كنترل شوند. قسمت هاي فوق حداقل سالي يك بار بايد توسط فردي مجاز و داراي مهارت لازم آزمايش شده و نتايج آزمايش و اقدامات انجام شده جهت رفع نقص بايد مكتوب گردند.

 

ماده ١٣٩ : پاتيل هاي ريخته گري، حمل ذوب و سرباره بايد پيش از استفاده خشك و ترجيحًا پيش گرمايش شوند.

 

ماده ١٤٠ : پاتيل هاي حمل ذوب و ريخته گري بايد تا حدي پر شوند كه از پاشش مذاب در حين حمل جلوگيري شود.

تبصره: اگر نتوان از پرشدن بيش از حد پاتيل جلوگيري نمود در اين صورت بايد براي حمل آن اقدامات ايمني خاصي بعمل آيد.

 

ماده ١٤١ : در پاتيل هاي كف ريز، براي اطمينان از بازنشدن تصادفي استوپر (stopper) در حين حمل و نقل بايد مكانيزم كار آن قفل گردد.

 

ماده ١٤٢ : هنگام حمل و نقل پاتيل هاي گردان كه به دنده توقف خودكار مجهز نيستند، مكانيزم برگردان و تخليه پاتيل بايد قفل گردد.

 

ماده ١٤٣ : هنگام بارريزي فقط بايد افرادي كه مستقيمًا درگير كار بارريزي هستند در محل باقي بمانند.

 

ماده ١٤٤ : دسته پاتيل (Trunnion) و ابزارهاي مورد استفاده براي اتصال آنها به تجهيزات حمل و نقل فلز مذاب بايد داراي مشخصات زير باشند:

الف ) براي پاتيل هاي بدون جعبه دنده كه با چنگك هاي قلاب مانند درگير هستند، بايد داراي يك فلانج با قطري بيشتر يامساوی با 1.5 برابر قطر محور باشد مگر اینکه طول دسته پاتیل به اندازه ای باشد که امكان در رفتن قلاب از آن وجود نداشته باشد

ب ) براي پاتيل هاي بدون جعبه دنده كه دسته پاتيل آن ها با  چنگك هاي ركاب مانند درگير مي باشند، هر يك از دسته پاتيل ها بايد داراي يك نگهدارنده يا استاپ باشد تا از دررفتن چنگك از دسته پاتيل جلوگيري نمايد.

ج  در چنگك هاي قلاب مانند، همه اجزاء قلاب بايد بصورتي ساخته شده باشند كه قلاب بصورت صحیح با محور دسته پاتیل درگير شده و اندازه گلوگاه آن  كوچكتر از اندازه فلانج باشد.

 

ماده ١٤٥ : وقتي از پاتيل براي انجام عمليات ثانويه استفاده میشود بايد با استفاده از روش هاي ايمن از تماس فلز مذاب و فيوم هاي ناشي از آن با افراد در حين انجام واكنش هاي شيميايي جلوگيري گردد.

 

ماده ١٤٦ : مكانيزم چرخش پاتيل بايد همواره در طي كار تحت كنترل اپراتور عمليات ريخته گري باشد.

 

ماده ١٤٧ : مقدار بار مجاز بايد روي چنگك پاتيل ها حك شده باشد.

 

ماده ١٤٨ : در پاتيل هاي بدون جعبه دنده كه چنگك آنها قابليت جداشدن را ندارند بايد به نحو مقتضي با استفاده از روشهاي ايمن از پايين آمدن غيركنترل شده چنگك در مواقعي كه اتصال قلاب به پاتيل جدا م يشود، جلوگيري نمود.

 

ماده ١٤٩ : در مواقعي که پاتيل توسط جرثقيل بصورت معلق و آويزان قرار میگیرد بايد با استفاده از تمهيداتي از چرخيدن غيرکنترل شده آن جلوگيري شود.

 

ماده ١٥٠ : استفاده از تجهيزات صوتي و چراغهاي گردان هشداردهنده در حين حمل و نقل پاتيل الزامي است.

 

ماده ١٥١ : در هنگام استفاده از تجهيزات خودرويي براي حمل و نقل پاتيل، بايد با استفاده از روش هاي ايمن از سرخوردن يا چرخيدن ناخواسته پاتيل جلوگيري نمود.

 

ماده ١٥٢ : در پاتيل هاي كف ريز، بايد با استفاده از روش هاي ايمن از بکار افتادن مکانيزم تخليه غيرکنترل شده جلوگيري شود.

 

فصل ششم  حمل و نقل و بارريزي مذاب

ليفتراك هاي حمل و نقل پاتيل

ماده ١٥٣ : علاوه بر مواد اين بخش، رعايت مفاد آيين نامه ايمني ماشين هاي ليفتراك (مصوب شوراي عالي حفاظت فني) نيز الزامي مي باشد.

 

ماده ١٥٤ : ليفتراك هاي چنگك دار بايد به وسايلي مجهز شوند كه پاتيل ها را در حين جابجايي بطور ايمن نگهدارند.

 

ماده ١٥٥ : مكانيزم كنترل بالابردن و تخليه پاتيل بايد طوري طراحي شده باشد كه با برداشتن دست از روي آن بالارفتن و چرخيدن پاتيل سريعًا متوقف شود.

 

ماده ١٥٦ : حداكثر سرعت پايين آوردن چنگك بايد ٢٠ سانتي متر در ثانيه باشد.

 

ماده ١٥٧ : به منظور محافظت راننده در برابر پاشش فلز مذاب بايد حفاظهاي مناسب پا و ساق پا در محل نشستن يا ايستادن او نصب گردد.

 

ماده ١٥٨ : لاستيك هاي ليفتراك هاي چنگك دار بايد از نوع توپر باشند. براي اين ليفتراك ها نبايد از لاستيك هاي معمولي بادي استفاده شود.

 

ماده ١٥٩ : باك سوخت و نازل هاي سوخت گيري در ليفتراك هاي حمل و نقل پاتيل بايد طوري نصب شوند كه سوخت در اثر گرماي ناشي از مواد مذاب مشتعل نشود.

 

ماده ١٦٠ : براي جلوگيري از ريختن مواد مذاب فقط بايد از راه ها و راهروهاي هم سطح و بدون مانع و دست انداز استفاده شود.

 

ماده ١٦١ : هنگام حمل پاتيل ها توسط ليفتراك هاي چنگك دار سرعت حركت ليفتراك نبايد بيش از سرعت قدم زدن معمولي باشد.

 

تجهيزات حمل ونقل و بارريزي مذاب

ماده ١٦٢ : مقدار وزن مجاز براي حمل بايد بر روي تمامي حمل کننده هاي پاتيل ذکر شده باشد.

 

ماده ١٦٣ : براي كمچه ها بايد تمهيداتي درنظر گرفته شود تا بوته ها در طول زمان حمل و نقل و تخليه از آن جدا نشوند.

 

ماده ١٦٤ : در سيستم بارريزي خودكار، در زمان کج شدن بايد با  استفاده از روش هاي ايمن مانع از جداشدن دسته هاي پاتيل از سكو (stand) شد.

 

ماده ١٦٥ : اگر در مکانيزم خم شدن سيستم بارريزي خودكار اشکالي پيدا شود، سكو (stand) بايد در اين حالت به موقعيت اوليه برگردد.

 

ماده ١٦٦ : مکان قرارگيري سيستم بارريزي خودكار بايد به گونه اي باشد که به خوبي توسط اپراتور مشاهده شود.

 

تجهيزات سقفي حمل و نقل مذاب

ماده ١٦٧ : علاوه بر مواد اين بخش، رعايت مفاد آيين نامه حفاظتي وسايل حمل و نقل و جابجا كردن مواد و اشيا در كارگاه ها نيز الزامي می باشد.

 

ماده ١٦٨ : وسايل مورد استفاده براي بالابردن مواد مذاب بايد دو ترمز مستقل از يكديگر داشته باشند كه هر يك از آنها داراي شرايط زير باشد :

الف ) ترمزها قادر به متوقف نمودن و نگهداشتن بار در هر جهت باشند.

ب ) هنگامي كه كنترل ها به حالت صفر برگردانده مي شوند، ترمزها بايد قادر به توقف مكانيزم حركت باشند.

ج ) هنگامي كه وسايل حفاظت در برابر بارگيري بيش از حد، عمل كرده و يا وقتي وسايل محدودكننده حركت بالابردن بطور اتوماتيك عمل مي كنند، مكانيزم ترمزها بايد بطور اتوماتيك بكار بيافتد.

د ) فقط در صورتي كه وزن بار تا دو سوم ماكزيمم بار مجاز باشد، تجهيزات حمل مذاب تا ظرفيت ٢٥ تن مي توانند به سيستم تك ترمز مجهز شوند.

 

ماده ١٦٩ : علاوه بر اطلاعات معمول ظرفيت مجاز بار نيز بايد بطور واضح و قابل فهم روي وسيله بالابر نشان داده روی وسیله بالابر نشان داده شود.  ضمنًا علاوه بر موارد فوق اين عبارت نيز بايد بر روي بالابر نوشته شود «. . . تن ظرفیت بالابردن مواد مذاب) .

 

ماده ١٧٠ : قلاب هاي بالابر بايد از فولاد با کيفيت مطلوب ساخته شود.

 

ماده ١٧١ : هنگام بالابردن مواد مذاب قلاب هاي بالابر و ترازوهاي آويز بايد در برابر گرماي تشعشعي و تماس مواد مذاب محافظت شوند.

 

ماده ١٧٢ : خطوط آهن و ريل هاي هوائي واگن هاي حمل مذاب نبايد از بالاي محل هاي کار دائمي عبور داده شوند.

 

ماده ١٧٣ : وقتي پاتيل ها بر روي جراثقالها يا کانوايرهاي سقفي حمل می شوند حداقل بايد ۵۰ سانتي متر فاصله ايمن بين سطح خارجي اجزاء متحرک و قسمتهاي ثابت و تجهيزات برقي اطراف وجود داشته باشد. اين امر جاهايي را که مواد مذاب برداشته يا ريخته مي شود و يا جايي که پاتيل ها خالي مي شوند را شامل نمي گردد.

 

ماده ١٧٤ : مکانيزم قلاب مربوط به حمل و نقل مذاب بايد داراي ابزار محدودکننده حرکت به بالا باشد. اين ابزار بايد بدون استفاده از ديگر ابزارها مستقيمًا نيرو را به موتور قلاب قطع نمايد و نبايد بعنوان كنترل عمليات از آن استفاده شود. اگر از يك سوئيچ محدودكننده بعنوان ابزار كنترل استفاده مي شود، از يك سوئيچ ثانويه بايد بعنوان محدودكننده حركت به بالا استفاده شود.

 

ماده ١٧٥ : اگر بالابرهاي الکتريکي يا بادي مجهز به ابزار محدودکننده حرکت به پايين نباشند نبايد از آنها استفاده نمود مگر اينکه امکان پايين آوردن قلاب به ميزاني بيش از مقدار مجاز آن وجود نداشته باشد.

 

ماده ١٧٦ : تمامي سيم بكسل هاي (كابل هاي فلزي) مورد استفاده در حمل و نقل مذاب بايد داراي شرايط زير باشند:

الف ) سيم بكسل ها (كابل هاي فلزي) بايد داراي هسته فلزي (فولادي) باشد.

ب ) ظرفيت اسمي سيم بكسل (كابل فلزي) تقسيم بر اجزاء سيم بكسل (كابل فلزي) نبايد از 12.5 درصد استحکام شکست اسمي سيم بكسل  (كابل فلزي) بیشتر بادشد.

ج ) امکان آسيب ديدن هسته و روانكار (گريس) در اثر حرارت وجود نداشته باشد.

د ) زماني که تلقيح در چدن مذاب انجام مي شود و پاتيل در حالت آويزان به بالابر يا جرثقيل متصل است، سيم بكسل هاي (كابل هاي فلزي) پاييني، قرقره هاي پاييني و شاهين حمل مذاب بايد به جهت مصون بودن از اثرات واکنش، حفاظ گذاري شوند.

 

ماده ١٧٧ : کابين اپراتور بايد مقاوم به پاشش مذاب يا تشعشع حرارت يا هردوي اينها در زمان سرريزشدن مذاب باشد.

 

ماده ١٧٨ : دهانه قلاب بايد بصورتي باشد تا به راحتي داخل چنگك پاتيل قرار گيرد.

 

ماده ١٧٩ : از قطعات نگهدارنده مستقل بايد براي جلوگيري از سقوط احتمالي تير مسير حرکت مونوريل يا جرثقيل آويز استفاده شود تا در زماني که اشكالي در نگهدارنده هاي موجود در سيستم به وجود آيد وارد عمل گردند. اين قطعات نگهدارنده نبايد درحالت نرمال تحت بار قرار داشته باشند.

 

ماده ١٨٠ : در مواقعي که محور، پين يا چرخ سيستم حمل و نقل سقفي مذاب دچار شکست مي شود بايد با استفاده از قطعات نگهدارنده از سقوط اجزاء متحرك تحت بار جلوگيري شود.

 

ماده ١٨١ : قطعات تحت بار سيستم حمل و نقل سقفي مذاب که فقط توسط يک پيچ در جاي خود متصل شده اند، بايد با استفاده از روش هاي ايمن از سقوط آنها جلوگيري نمود.

 

ماده ١٨٢ : تجهيزات مونوريل و جرثقي لهاي حمل و نقل مذاب بايد مجهز به وسايل هشداردهنده شامل چراغ چشمك زن و آژير باشند.

 

ماده ١٨٣ : براي سيستم هاي حمل و نقل سقفي مذاب با سرعت بيشتر از ٤٥ متر در دقيقه بايد با استفاده از روش هاي ايمن نوسانات پاتيل در طي مسير و در حالتي که پاتيل در بالاترين موقعيت قرار داشته باشد به حداقل برسد.

 

ماده ١٨٤ : سرعت مونوريل هاي حمل مذاب در نقاطي از مسير که مستقيم نبوده و يا در حين گذر از سوئيچ ها يا نقاط تغيير مسير به منظور به حداقل رساندن امکان پاشش فلز مذاب بايد محدود شود.

 

ماده ١٨٥ : يك سيستم قفل كننده بايد مسير متحرك مونوريل را در زمان عبور آن کاملا محكم نگه داشته و از تغيير جهت اتفاقي و ناخواسته آن جلوگيري نمايد.

 

ماده ١٨٦ : مونوريل ها و جرثقيل هاي سقفي حمل مذاب در صورت عدم وجود سيستم برق اضطراري، بايد مجهز به آزادكننده ترمز بالابر و محركه هاي افقي باشند تا در زمان قطع برق بتوان بار مذاب را بصورت اضطراري جابه جا نمود.

 

تجهيزات خاص جابه جايي مواد

ماده ١٨٧ : وقتي از حفاظ براي ايمن نمودن تجهيزات متحرک باردهي استفاده مي شود، فاصله بين حفاظ و تجهيزات بايد به ميزان کافي باشد تا از گيرافتادن كارگران بين حفاظ و تجهيزات جلوگيري به عمل آيد.

 

ماده ١٨٨ : در طول مسير حركت جرثقيل ها و همچنين بر روي پل هاي جرثقيل ها که شينه هاي باز برق دار وجود داشته و افراد به آنها دسترسي دارند، بايد از علائم هشداردهنده استفاده شود.

 

ماده ١٨٩ : در قلاب هايي که متصل به مگنت هستند بايد با استفاده از روش هاي ايمن از جداشدن ناخواسته مگنت آن ها از قلاب جلوگيري به عمل آيد.

 

ماده ١٩٠ : جرثقيل هايي که از مگنت براي بالابردن مواد استفاده مي نمايند بايد داراي سوئيچ مدار مگنت جداگانه باشند که بتوان آن را در حالت باز (خاموش) قفل نمود. ضمنًا بايد با استفاده از روش هاي ايمن بتوان انرژي القايي مگنت را تخليه نمود.

 

ماده ١٩١ : مدارسوئيچ قطع جريان مگنت بايد مجزا از مدارسوئيچ قطع جريان بايد جرثقيل باشد. از چراغهاي نشان دهنده موقعیت «خاموش» یا «روشن» باید برای این قابل مشاهده باشند. ضمنًا از چند عدد لامپ بايد براي چراغ ها استفاده شود تا در اثر سوختن يکي از آنها اپراتور دچار اشتباه نگردد.

 

ماده ١٩٢ : از کنترل هاي آويزان نبايد براي جرثقيل هاي مگنتي استفاده نمود مگر اينکه احتياط هاي لازم براي جلوگيري از سقوط مواد بر روي اپراتور فراهم گردد.

 

ماده ١٩٣ : كليه جرثقيل هاي مگنتي بايد مجهز به سيستم باتري پشتيبان باشند تا در مواقع قطع جريان برق اصلي بتواند وارد مدار شده و از افتادن بار در اين وضعيت جلوگيري نمايد. اين سيستم بايد مجهز به سيگنال هاي صوتي و نوري باشد تا به اپراتور وضعيت قطع جريان برق اصلي و وارد مدار شدن باتري پشتيبان را اعلام نمايد.

 

ماده ١٩٤ : اگر جرثقيل مگنتي داراي کنترل راديويي باشد، بايد با استفاده از روش هاي ايمن، در زمان از دست رفتن کنترل راديويي بتوان از غيرمغناطيس شدن مگنت جلوگيري نمود.

 

ماده ١٩٥ : پلاگ هاي اتصال مگنت بايد بصورتي طراحي شده باشند كه جريان هاي ورودي و خروجي به مگنت بصورت همزمان قطع گردند.

 

ماده ١٩٦ : باكت هاي باردهي نبايد از بالاي محل استقرار كارگران رد شوند. ضمنًا اگر باكت ها داراي كابل هاي غيرفلزي باشند نبايد از روي مناطق با دماي بالا عبور داده شوند.

 

جابه جايي و بارريزي مذاب

ماده ١٩٧ : پاتيل ها بايد تا سطحي پر شوند كه در حين حمل و نقل معمول احتمال پاشش مذاب وجود نداشته باشد. مقدار ارتفاع خالي پاتيل بايد حداقل بين ١٥ تا 20 سانتيمتر باشد.

 

ماده ١٩٨ : مسير حركت پاتيل مذاب بايد عاري از هر گونه مانع باشد.

 

ماده ١٩٩ : در زير مسير حركت مذاب نبايد هيچگونه تجمعي از مايعات سيال موجود باشد.

 

ماده ٢٠٠ : در قالبهاي ريژه مجهز به سيستم آبگرد بايد امكان تماس مذاب با آب وجود نداشته باشد.

 

ماده ٢٠١ : در هنگام انتقال پاتيل هاي حاوي مذاب بايد تمهيداتي لحاظ شود تا از كج شدن ناخواسته آن جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٢٠٢ : مقدار مذاب موجود در پاتيل نبايد از ظرفيت اسمي پاتيل و چنگك و سيستم حمل كننده آنها بيشتر باشد.

 

ماده ٢٠٣ : پاتيل هاي حاوي مذاب اضافي كه بدلايلي در خارج از خط عمليات نگه داشته شده اند بايد تا حد امكان در نزديكي كف كارگاه قرار گيرند.

 

ماده ٢٠٤ : در مناطق بارريزي و پرشدن پاتيل ها كه در آنها از پاتيل هاي كف ريز استفاده میشود، بايد در صورت وجود نشت فلز مذاب با استفاده از روش هاي ايمن (نظير پيش بيني گودال ماسه اي) خطرات مربوطه حذف گردد.

 

جابه جايي و انتقال مذاب در ارتفاع

ماده ٢٠٥ : اپراتور تنها بايد دستورات شخصي كه بالابر را هدايت مي كند اجراء نمايد.

تبصره: اگر فرمان توقف اضطراري از طرف هر شخصي صادر شود، اپراتور بايد اين فرمان را اجراء نمايد.

 

ماده ٢٠٦ : بايد از برخورد جرثقيل ها و مونوريل ها با يكديگر و يا با ضربه گيرها يا موانع متوقف كننده ريل با استفاده از روش هاي ايمن (نظير استفاده از كليدهاي محدودكننده  و سيستم ضد تصادم) خودداري شود .

تبصره: در صورت برخورد بايد با استفاده از روش هاي ايمن، پاشش مواد مذاب به حداقل برسد.

 

ماده ٢٠٧ : شخصي كه هدايت كننده بالابر است مسئوليت كنترل محكم بودن اتصال بار به بالابر، حفظ تعادل آن و قرارگرفتن صحيح بار در قلاب را برعهده دارد.

 

ماده ٢٠٨ : در زمان جا به جايي و بالابردن مواد مذاب بايد موارد ذيل رعايت گردد:

الف ) مكانيزم حركت دادن بار نبايد دچار افزايش يا كاهش ناگهاني سرعت شود.

ب ) هيچگونه مانعي نبايد در تماس با پاتيل مذاب قرار گيرد.

ج ) پاتيل هاي حاوي مذاب نبايد در مسير خود از روي كارگران رد شده يا قرار گيرند. از يك هشداردهنده صوتي براي آگاهي دادن به كارگران نسبت به حركت پاتيل و نزديك شدن آن بايد استفاده شود.

د ) به كارگران نبايد اجازه داده شود كه در زير پاتيل هاي آويزان قرار گيرند.

 

فصل هفتم  تعمير و نگهداري و بازرسي از مجموعه ذوب و انتقال مذاب

 ماده ٢٠٩ : چنگك و دسته پاتيل بايد بصورت دوره اي به لحاظ هرگونه تغيير شكل ظاهري، آسيب، وجود شيار و يا ترک و خوردگي سايشي مورد بازرسي قرار گيرد. قطعات معيوب بايد تعمير و يا تعويض شوند.

 

ماده ٢١٠ : بوته هاي بسيار بزرگ بعنوان فضاي محبوس تلقي شده و كار با آنها نيازمند صدور مجوزهاي مربوطه مي باشد.

 

ماده ٢١١ : بوته ها بايد بصورت ماهانه توسط افراد مجاز و داراي مهارت لازم بر پايه شاخص هاي كاربردي ذيل بازرسي شوند:

الف ) فلز ذوب شده

ب ) تناوب استفاده

ج ) مواد نسوز مورد استفاده در بوته

د ) سختي شرايط كار

ه ) تجارب بدست آمده در عمر طبيعي كار

و ) آلياژ فلزي بكاررفته در بوته فلزي

 

فصل هشتم  عمليات ثانويه بر روي فلز مذاب

ماده ٢١٢ :کارفرما بايد دستورالعمل هاي اجرايي عمليات ثانويه بر روي فلز مذاب را به نحوي تهيه نمايد که مقدار زمان قرارگيري كارگران در مقابل خطرات به حداقل کاهش يابد.

 

ماده ٢١٣ : انجام عمليات ثانويه يا جوان هزايي و يا هردوي آنها بر روي فلز مذاب تنها بايد توسط كارگران مجاز و داراي مهارت لازم انجام پذيرد.

 

ماده ٢١٤ : درپاتيل هاي مورد استفاده براي عمليات ثانويه يا جوانه زايي و يا هردوي آنها بر روي مذاب در قسمت بالا، بايد با استفاده از روش هاي ايمن (نظير نصب سپر حفاظتي و يا اعمال فاصله كافي بين كارگران و پاتيل) از تماس فلز مذاب با كارگران در حين عمليات جلوگيري به عمل آورند.

 

ماده ٢١٥ : در مخازني كه عمل جوانه زايي در آنها توسط گاز انجام مي گيرد، بايد بصورت متناوب در خصوص جداره دروني و اتصالات مربوط به گاز مورد بازرسي و تعمير قرار گيرند.

 

ماده ٢١٦ : انجام تزريق گاز براي عمل جوانه زايي که منجر به پاشش فلز مذاب مي شود ممنوع است.

 

ماده ٢١٧ : کاربيد کلسيم و مواد حاوي آن (به منظور گوگردزدايي) بايد در مناطق خشک نگهداري و استفاده شده و از تماس اتفاقي آنها با رطوبت جلوگيري گردد.

 

ماده ٢١٨ : خشک نمودن نسوز داخل پاتيل ها و مخازن بايد مطابق دستورالعمل تهيه شده از طرف کارفرما انجام گيرد. نحوه کار بايد به گونه اي باشد که ازترك و شكسته شدن مواد نسوز در حين خشک كردن، پيش گرم نمودن و تماس مذاب جلوگيري گردد.

 

فصل نهم  تميزكاري و تمام كاري قطعات ريخته گري

مراقبت از تجهيزات تميزكاري و تمام كاري

ماده ٢١٩ : براي حفظ ايمني افراد، تعمير و نگهداري مناسب تجهيزاتي كه از پرتاب ذرات ساينده براي تميزكاري استفاده م ينمايند الزامي است.

 

ماده ٢٢٠ : شيلنگ ها، لوله ها و اتصالات فلزي مورد استفاده در تجهيزات تميزكاري كه از پرتاب ذرات ساينده براي اين منظور استفاده مي نمايند بايد بطور متناوب در خصوص عيوب بوجود آمده در شيلنگ ها و از نظر سايش بيش از اندازه براي لوله ها و اتصالات فلزي مورد بازرسي قرار گيرند و نسبت به تعمير يا تعويض لوله ها و شيلنگ هاي معيوب صدمه ديده اقدام بعمل آيد.

 

ماده ٢٢١ : كف زمين كارگاه، تاقچه ها و قفسه ها بايد عاري از تجمع بيش از حد مواد ساينده و تراشه هاي فلزي بوده و بطور متناوب تميز گردد. تمامي كف زمين كارگاه بايد از نظر تخريب و تغيير شكل مورد بازرسي قرار گيرد. سطوح معيوب كف زمين بايد تعمير يا تعويض شود تا از ايجاد لغزش و حوادث ناشي از سقوط جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٢٢٢ : لاينرها (Liners) و همچنين اتصالات آنها كه شكسته شده يا داراي ساييدگي شديد مي باشند بايد تعويض شوند.

 

ماده ٢٢٣ : تمامي درزگيرهايي كه وظيفه آنها جلوگيري از فرار مواد ساينده است، در صورت معيوب بودن بايد تعويض شوند.

 

ماده ٢٢٤ : تمامي مكانيزم هاي حمل قطعات در صورت معيوب بودن بايد تعويض شوند.

 

ماده ٢٢٥ : بازرسي، تعويض و تعمير قلاب ها و قطعات متصل به آنها بايد مطابق برنامه تهيه شده انجام شود.

 

ماده ٢٢٦ : قطعات معيوب متصل به قلاب و همچنين قلاب هايي كه داراي شرايط ذيل باشند بايد از چرخه مصرف خارج شوند:

الف ( قلاب هاي ترك دار.

ب ( وجود خراشيدگي و شيار بر روي قلاب به نحوي كه اندازه آنها بيشتر از مقدار مجاز براي تعمير باشند.

ج ( سايش به نحوي كه بيش از ١٠ درصد ابعاد اوليه قلاب باشد.

د ( افزايش ابعاد گلوگاه قلاب به مقدار بيش از ١٥ درصد ابعاد اوليه.

تبصره: در خصوص بند الف درصورتيكه ترك بصورت طولي وجود داشته باشد توسط افراد ماهر قابل تعمير مي باشد.

 

ماده ٢٢٧ : تمامي تعميرات بايد توسط سازنده يا اشخاص ماهر صورت پذيرد.

 

ماده ٢٢٨ : هنگامي كه لازم باشد يك دستگيره يا يك ساپورت به قلاب و يا قطعات متصل به قلاب با عمل جوشكاري متصل گردد در صورتيكه طراحي قطعه نيازمند عمليات حرارتي باشد، عمل جوشكاري بايد قبل از انجام عمليات حرارتي صورت پذيرد.

 

ماده ٢٢٩ : قبل از شروع به كار، تمامي وسايل باربرداري و متعلقات آنها بايد بصورت روزانه بازرسي شوند تا هر گونه عيب و تخريب توسط افراد ماهر مشخص شود. اگر وضعيت سرويس دهي قطعات ايجاب نمايد انجام عمل بازرسي در حين كار نيز بايد اضافه گردد.

 

ماده ٢٣٠ : وسايل باربرداري كه معيوب يا تخريب شده اند بايد بلافاصله از چرخه كاري خارج شوند.

 

ماده ٢٣١ : سوراخ هاي موجود در كف زمين، سكوهاي كار كه بالاتر از سطح زمين قرار دارند و ديگر محل هاي عبور بايد مطابق اصول ايمني حفاظ گذاري شوند.

 

ماده ٢٣٢ : وقتي ايستگاه هاي كاري در مجاورت تجهيزات هستند، كنترل يا وسايل فرمان عمليات بايد چنان جانمايي شوند كه :

الف ( كارگران در معرض خطرات ناشي از تخليه قطعات نباشند.

ب ( مانعي بر سر راه دسترسي كارگران به كنترل ها يا وسايل فرمان عمليات وجود نداشته باشد.

ج ( كارگران داراي ديد كافي نسبت به منطقه كار باشند.

د ( بصورت واضح براي فرايند مربوطه مشخص شده باشند.

 

ماده ٢٣٣ : كنترل ها يا وسايل فرمان عمليات بايد بصورتي طراحي شده باشند كه اگر فرمان توقف اضطراري از هر نقطه صادر شود، شروع به كار مجدد دستگاه ها فقط از طريق تابلوي كنترل اصلي ممكن باشد.

 

 

ماده ٢٣٤ : تمامي مجاري مربوط به قيف ها و سرسره هاي انتقال قطعات ريختگي كه براي كارگران امكان ايجاد خطر دارند بايد حفاظ گذاري شوند.

 

ماده ٢٣٥ : با استفاده از روش هاي ايمن، بايد از تخليه خطرناك قطعات در قيف ها و سرسره هاي انتقال قطعات ريختگي كه خطراتي را براي كارگران به همراه دارد، جلوگيري شود.

 

ماده ٢٣٦ : دريچه هاي موجود در قيف ها و سرسره ها كه بصورت غيردستي باز و بسته میشوند در حالت قطع نيرو، بروز خطا يا قطع عمليات بايد به حالت بسته يا خاموش درآيند.

 

ماده ٢٣٧ : ماشين هاي انتقال دهنده قطعات مجهز به قواي محركه بايد داراي ترمز، گيره ريل يا ديگر ابزارهاي قفل كننده ماشين باشند تا بواسطه حركت آنها خطري كارگران را تهديد نكند.

 

ماده ٢٣٨ : به منظور جلوگيري از جابه جايي بيش از حد معمول ماشين هاي انتقال دهنده قطعات، بايد از متوقف كننده هاي حركت استفاده شود.

 

ماده ٢٣٩ : در جائيكه حركت ماشين هاي انتقال دهنده قطعات باعث ايجاد خطر براي كارگران میشود ، بايد از وسايل هشداردهنده صوتي و يا تصويري و يا هردوي آنها بصورت مداوم در حين حركت ماشين استفاده شود. ماشين هاي انتقال دهنده با قابليت كنترل از راه دور بايد داراي علائم هشداردهنده خطر روي ماشين و همچنين در طول مسير حركت باشند تا در رابطه با حركت آنها، به كارگران هشدارهاي لازم داده شود.

 

ماده ٢٤٠ : شينه هاي انتقال جريان الكتريكي بايد به نحوي حفاظ گذاري شده باشند تا از ايجاد تماس اتفاقي آنها با كارگران جلوگيري شود.

 

ماده ٢٤١ : ماشين هاي انتقال دهنده قطعات كه داراي راننده مي باشند، بايد داراي سكوي كار مناسب براي وي باشند.

 

ماده ٢٤٢ : رعايت استانداردها و آيين نامه هاي جاري در جابه جايي و انبار نمودن مواد خطرناك و نوع تجهيزات حفاظت فردي الزامي مي باشد.

ماده ٢٤٣ : در صورتيكه افتادن قطعه از ويبره تخليه باعث ايجاد خطر براي كارگران مي شود، بايد از حفاظ مناسب در اين رابطه استفاده گردد.

 

ماده ٢٤٤ : اجزاي متحرك دستگاه ويبراتور كه باعث ايجاد خطر براي كارگران مي شوند بايد حفاظ گذاري شوند.

 

جدانمودن سيستم راه گاهي

ماده ٢٤٥ : در صورتيكه از قيچي و پرس و اره هاي نواري براي جدانمودن راهگاه استفاده مي شود، نقاط خطرناك آنها بايد حفاظ گذاري شده باشند.

 

ماده ٢٤٦ : قسمت هاي زردجوش شده )لحيم سخت شده( روي اره نواري بايد همسطح يكديگر باشند. دستگاه هاي سند بلاست و شات بلاست )ساچمه زني و ماسه پاشي(

 

ماده ٢٤٧ : حصارهاي دستگاههاي سند بلاست و شات بلاست بايد داراي شرايط ذيل باشند :

الف ( امكان فرار ذرات ساينده را به حداقل برساند.

ب ( امكان ايجاد جريان مداوم هوا را به داخل حصار در حين عمليات، بصورت پايدار فراهم سازد.

 

ماده ٢٤٨ : هواي خروجي از حصاردستگاه سند بلاست و شات بلاست بايد وارد يك سيستم جمع آوري گردوغبار گردد.

 

ماده ٢٤٩ : اگر دستگاه سندبلاست يا شات بلاست محصور نباشد تمامي ملاحظات لازم بايد انجام گيرد تا افراد در برابر خطرات ناشي از پرتاب ذرات ساينده محافظت شوند.

 

ماده ٢٥٠ : هنگام استفاده از دستگاههاي سندبلاست و شات بلاست دستي، رعايت موارد ذيل الزامي است :

الف ( شروع و پايان كار فقط تحت كنترل اپراتور باشد.

ب ( كنترل عمليات بايد بصورت مطمئن به لوله يا نازل دستگاه متصل شده باشد و در دسترس اپراتور باشد.

ج ( شروع و ادامه كار بايد از طريق عملكرد فشاري دست اپراتور روي كنترل يا وسايل فرمان عمليات دستگاه انجام شود.

د ( عملكرد كنترل يا وسايل فرمان عمليات دستگاه بايد به گون هاي طراحي شده باشد كه امكان بكارافتادن اتفاقي آن هنگامي كه نازل در دست اپراتور نباشد، وجود نداشته باشد.

ه ( مواد مورد استفاده در دستگاه بايد بصورتي انتخاب شوند كه خطرات بهداشتي ناشي از تماس با ذرات سيليس را به حداقل برسانند.

و ( براي تخليه بار استاتيك الكتريكي موجود در نازل دستگاه، لوله هاي دستگاه بايد به سيستم اتصال به زمين مجهز باشند.

ز ( در صورتيكه اپراتور در داخل منطقه محصور سندبلاست يا شات بلاست قرار گرفته باشد تهويه لازم بايد انجام گيرد تا ديد كافي براي اپراتور فراهم شود. در اين حالت تمامي درها در قسمت حصار بايد از خارج و داخل بصورت بازشو باشند. ضمنًا درها بايد با كنترل نازل بصورت اينترلاك باشند. در صورتيكه در ورودي كارگران و در ورودي قطعات مجزا باشند، در ورودي قطعات فقط بايد از خارج بسته شود.

 

ماده ٢٥١ : هنگام استفاده از دستگاه هاي شات بلاست يا ساچمه پاش رعايت موارد ذيل الزامي است:

الف ( درهاي ورودي افراد در قسمت حصار بايد با کنترل سيستم سانتريفوژ اينترلاک شود بصورتيکه تا زمانيکه درها در وضعيت بسته قرار نگيرند امکان استارت سيستم ساچمه پاش وجود نداشته باشد، ضمنًا درها بايد داراي علائم خطر مناسب و متصل به آنها باشند.

ب ( به منظور جلوگيري از بروز خطرات ناشي از پرتاب ذرات به خارج از منطقه ساچمه پاش، انجام تعمير و نگهداري مناسب از تجهيزات ساچمه پاش الزامي است.

ج ( در صورت جمع شدن تسمه هاي دستگاه بالابرنده )الواتور( ساچمه حتي در هنگام خاموش بودن دستگاه، استفاده از دست براي آزادكردن آن ممنوع بوده و در اين رابطه بايد از يك ابزار در دسترس مانند بيل يا چنگك استفاده شود.

 

پليسه برداري

ماده ٢٥٢ : ابزارهاي مورد استفاده براي جداکردن قسمت هاي اضافي از قطعه کار نبايد بر روي زمين رها شوند.

 

ماده ٢٥٣ : براي قطعات کوچک که در حين پليسه برداري، امکان پرتاب شدن آنها وجود دارد، بايد ازگيره هاي نگهدارنده مناسب استفاده نمود.

 

ماده ٢٥٤ : پليسه بردارها بايد از آلياژ مناسبي )براي مثال، فولاد پركربن عمليات حرارتي شده( ساخته شده باشند که در حين کار دچار شکست نشوند.

 

ماده ٢٥٥ : در صورتي که امکان در رفتن پليسه بردار و ايجاد جراحت براي افراد وجود داشته باشد، بايد از يک نگهدارنده مناسب در اين زمينه استفاده شود.

 

سنگ هاي ساب، سمباده و برش

ماده ٢٥٦ : در هنگام استفاده از سنگ هاي ساب، سمباده و برش رعايت مفاد آيين نامه حفاظتي ماشين هاي سنگ زني (مصوب شوراي عالي حفاظت فني) الزامي است.

 

سنگ زني قطعات منيزيمي

ماده ٢٥٧ : تجهيزات سنگ زني قطعات منيزيمي بايد داراي سيستم جمع آوري گردوغبار مرطوب باشد. مقدار سيال موجود در سيستم بايد به گون هاي باشد که گردوغبار جمع آوري شده کاملا در آن غوطه ور گردد.

 

ماده ٢٥٨ : تجهيزات الکتريکي ازجمله موتورهاي الکتريکي بايد از نوع ضد جرقه باشند.

 

ماده ٢٥٩ : مخازن جمع آوري گرد و غبار تر بايد داراي تهويه باشد.

 

ماده ٢٦٠ : لوله ها و کانال هاي موجود در سيستم جمع آوري گردوغبار بايد داراي کمترين تعداد خميدگي باشند به نحوي که امکان تميز نمودن کامل آنها وجود داشته باشد.

 

ماده ٢٦١ : جريان برق ورودي به ماشين هاي سنگ زني قطعات منيزيمي بايد به موتور هواكش و كنترل كننده سطح مايع در سيستم جمع آوري گردوغبار اينترلاك شده باشد تا اگر هر اشكالي در سيستم جمع آوري گردوغبار پديد آيد عمل سنگ زني متوقف شود. ضمنًا ماشين سنگ زني قطعات منيزيمي بايد داراي يك سوئيچ تأخيري يا ابزار مشابه آن باشد تا قبل از استارت موتور دستگاه سنگ زني، سيستم جمع آوري گردوغبار به منظور خارج نمودن هيدروژن باقي مانده شروع به كار نمايد.

 

ماده ٢٦٢ : مواد و تجهيزات خاموش كننده آتش مناسب بايد در جايي كه سنگ زني منيزيم انجام م يگيرد، در دسترس باشد.

 

ماده ٢٦٣ : اپراتورهاي دستگاه هاي سنگ زني منيزيم بايد داراي لباس كارهاي مناسب از جنس پارچه داراي سطح صاف باشند به گون هاي كه اين لباسها از تجمع گرد و غبار منيزيم بر روي خود و همچنين بدن اپراتور جلوگيري نمايند. اين لباس ها بايد بصورت دور هاي برس زده شوند.

 

ماده ٢٦٤ : استفاده از ماشي نهاي مخصوص سنگ زني قطعات منيزيمي براي سنگ زني ديگر فلزات ممنوع مي باشد. در اين زمينه ماشين هاي سنگ زني منيزيم بايد داراي علائمي با عنوان « فقط براي قطعات منيزيمي » باشد.

تبصره: در صورتيكه عمل سنگ زني منيزيم بندرت انجام م يگردد مي توان عمل سنگزني منيزيم را در ديگر دستگاههاي سنگ زني انجام داد به شرطي كه قبل و پس از پايان عمل سنگ زني منيزيم كليه تجهيزات مورد استفاده از جمله سنگ، سيستم گرد و غبارگير و محيط اطراف نظافت گردد.

 

ماده ٢٦٥ : اگر گردوغبار منيزيم قابل بازيابي نباشد، آنها بايد قبل از تبديل به زباله با مواد خنثي كننده مخلوط شوند به نحوي كه نسبت مواد خنثي كننده (نظير ماسه) به منيزيم یک به سه باشد.همچنين زباله هاي توليد شده بايد دفن گردد.

 

ماده ٢٦٦ : در ارتباط با خطرات خاص سنگ زني منيزيم بايد آموزش هاي كافي به كارگران داده شده باشد.

 

قلاب هاي طراحي شده براي حمل و نقل قطعات ريختگي

ماده ٢٦٧ : موارد ذيل بايد درخصوص قلاب هاي مورد استفاده در حمل و نقل قطعات ريختگي رعايت گردد:

الف ( از قلاب ها نبايد با باري بيش از ظرفيت اسمي آنها استفاده نمود.

ب ( از باردادن ناگهاني به قلاب بايد پرهيز شود.

ج ( بار بايد در مركز قلاب قرار گيرد و از باردادن نقطه اي پرهيز شود.

د ( از قلاب نبايد براي كاري كه براي آن طراحي نشده است استفاده نمود.

ه ( بار نبايد توسط قطعه واسطه به گلويي قلاب و بار متصل شود.

و ( دست ها و انگشتان اپراتور نبايد بين قلاب و بار قرار گيرند.

ز ( قلاب ها نبايد توسط اعمال جوشكاري يا برشكاري تغيير شكل يابند.

 

ابزار و وسايل باربرداري (SLING)

ماده ٢٦٨ : موارد ذيل بايد درابزار و وسايل باربرداري رعايت گردد:

الف ( از ابزار و وسايل باربرداري معيوب نبايد استفاده شود.

ب ( وسايل باربرداري نبايد توسط قطعات مربوطه تغيير طول يابند.

ج ( پايه هاي ابزار و وسايل باربرداري نبايد پيچ خورده يا تاب داشته باشند.

د ( ابزار و وسايل باربرداري نبايد بيش از بار اسمي خود تحت بار قرار گيرند.

ه ( ابزار و وسايل باربرداري كه داراي سبد مي باشند بايد داراي بارهاي بالانس شده باشند در غير اينصورت لغزش اتفاق مي افتد.

و ( ابزار و وسايل باربرداري بايد بصورت مطمئن به بارهاي مربوطه متصل شوند.

ز ( ابزار و وسايل باربرداري بايد در برابر برخورد نقاط تيز بار مصون باشند.

ح ( بارهاي آويزان بايد با فاصله مناسب از موانع نگهداشته شوند.

ط ( تمامي كارگران بايد از بارهاي درحال حمل يا آويزان فاصله كافي داشته باشند.

ي ( دست ها يا انگشتان اپراتور نبايد بين ابزار و وسايل باربرداري و بار قرار گيرند.

ك ( از اعمال بارهاي شوك مانند بايد خودداري شود.

ل ( وقتي كه بار بر روي ابزار و وسايل باربرداري قرار دارد نبايد وسايل باربرداري به بيرون كشيده شود.

 

فصل دهم  ماشينهاي ريژه ريزي (ثقلي و فشار پايين)

ماده ٢٦٩ : سازندگان ماشين هاي ريژه ريزي بايد در طراحي و ساخت توليدات خود موارد ذكر شده در اين آيين نامه را لحاظ نمايند.

 

ماده ٢٧٠ : كليه افرادي كه نسبت به بازسازي و ارتقاء ماشين هاي ريژه ريزي اقدام مي نمايند ملزم به رعايت موارد ذكر شده در اين آيين نامه می باشند.

 

ماده ٢٧١ : كارفرما مكلف است هنگام نصب ماشين هاي ريژه ريزي، منطقه كاري كافي را در اطراف آنها در نظر گيرد تا خطراتي كه در حين توليد يا تعمير و نگهداري متوجه كارگران می شوند را به حداقل كاهش دهد.

 

ماده ٢٧٢ : ماشين هاي ريژه ريزي بايد به گون هاي طراحي شوند كه خطرات ناشي از قطعات متحرك آنها به حداقل كاهش پيدا كند.

 

ماده ٢٧٣ : تجهيزات ماشيني خارج كننده قطعه از قالب نبايد داراي سرعتي بيش از 300 ميليمتر بر ثانيه باشند مگر اينكه به خوبي محافظت شده باشند.

 

ماده ٢٧٤ : در زمانيكه ماشين ريژه ريزي بصورت پيوسته يا خودكار در حال كار مي باشد، استفاده از تجهيزات ماشيني خارج كننده قطعه به نحوي كه هماهنگ با مراحل عملياتي ماشين باشد، الزامي است.

 

ماده ٢٧٥ : سازندگان يا افرادي كه ماشينهاي ريژه ريزي را بازسازي يا ارتقاء مي دهند، بايد ابزاري در منطقه خط جدايش قالب فراهم نمايند كه خطرات در هنگام باز و بسته شدن قالب براي اپراتور به حداقل برسد.

 

ماده ٢٧٦ : در صورتيكه سرعت باز و بسته شدن قالب بيش از ١٥٠ ميليمتر بر ثانيه باشد حسب مورد حداقل يكي از موارد ذيل بايد رعايت گردد:

الف ( مكان قرارگيري كنترل ها بايد به مقدار كافي دورتر از قالب باشد تا خطر قرار گرفتن اجزاء بدن در ميان قالب ها وجود نداشته باشد.

ب ( ترتيب قرارگيري كنترل ها بايد به صورتي باشد كه عمليات با آنها نيازمند استفاده همزمان از هر دو دست باشد.

ج ( استفاده از حفاظ براي جلوگيري از ورود دستها به داخل قالبها

د ( استفاده از ساير ابزارهاي حفاظتي براي جلوگيري از ورود دستها به داخل قالب ها مثل حسگر نوري )فتوسل(

 

ماده ٢٧٧ : هنگامي كه ماشينهاي ريژه ريزي داراي بيش از يك نفر اپراتور مي باشند، سرعت بسته شدن قالب ها بايد كمتر از ١٥٠ ميليمتر بر ثانيه باشد.

 

ماده ٢٧٨ : در سيستم هاي انتقال خودكار مذاب از كوره نگهدارنده به ماشين ريژه ريزي، طراحي سامانه بايد به گون هاي باشد كه خطرات ناشي از فوران، نشتي يا انفجار را به حداقل برساند.

 

ماده ٢٧٩ : حداكثر فشار در سيستم هاي هيدروليك و بادي نبايد از فشار اسمي هر يك از اجزاء مورد استفاده در سيستم بيشتر باشد.

 

ماده ٢٨٠ : روغن هيدروليك بايد از نوع مقاوم به آتش سوزي باشد. درصورت موجود نبودن آن، خطوط و اجزاء تحت فشاربايد به مقدار كافي در برابر كوره، شعله يا فلز مذاب محافظت شده باشد.

 

ماده ٢٨١ : در ماشين هاي ريژه ريزي با فشار پايين، سوپاپ اطمينان فشار مخزن نباید بیشتر از 2 اتمسفر باشد.

 

ماده ٢٨٢ : در سيستم كنترل بادي، هيدروليكي و برقي ماشين هاي ريژه ريزي، بايد كليد اصلي قطع جريان با قابليت قفل شدن در حالت خاموش وجود داشته باشد. در سيستم هاي بادي و هيدروليكي اين كليد بايد قابليت آزاد كردن فشار پسماند را داشته باشد.

 

ماده ٢٨٣ : كنترل استارت موتور بايد به منظور جلوگيري از عملكرد اتفاقي پوشانده شده باشد.

 

ماده ٢٨٤ : ماشين هاي ريژه ريزي بايد داراي نوعي استارتر موتور باشند كه در مواقع بروز اشكال در منبع نيرو يا نوسانات ولتاژ موتور از كار افتاده و براي استارت مجدد نيازمند عملكرد به صورت دستي باشد.

 

ماده ٢٨٥ : نصب و سيم كشي سيستم هاي برقي ماشين هاي ريژه ريزي بايد مطابق با دستورالعمل ايمني ارائه شده از طرف سازنده دستگاه باشد.

 

ماده ٢٨٦ : طراح قالب بايد با استفاده از روش هاي ايمن، خطرات بالقوه مربوط به اپراتور و ديگر كارگران را كاهش دهد.

 

ماده ٢٨٧ : سازنده قالب بايد قالب را مطابق طراحي انجام شده، توليد و تمامي موارد ايمني موجود در آن را لحاظ نمايد.

 

ماده ٢٨٨ : كارفرما موظف است از مطابقت قالب ها با استانداردهاي ايمني اطمينان حاصل نمايد.

 

ماده ٢٨٩ : در حمل و نقل قالب توسط زنجير، بالابر، خودرو و يا دست بايد احتياط هاي لازم بكار برده شود.

 

ماده ٢٩٠ : كارگران بايد از وضعيت دمايي قالبي كه در حال حمل آن هستند آگاه باشند تا دچار سوختگي نشوند.

 

ماده ٢٩١ : وزن قالب ها بايد بر روي آنها حك شده باشد تا براي حمل و نقل و جا به جايي آنها از تجهيزات مناسب استفاده شود.

 

ماده ٢٩٢ : قالب ها بايد بصورت ايمن و محكم به تجهيزات جابه جاكننده آنها متصل گردند.

 

ماده ٢٩٣ : سازنده ماشين هاي ريژه ريزي موظف است دستورالعمل هاي كار با ماشين هاي ريژه ريزي را تهيه نمايد. اين دستورالعمل ها بايد شامل اطلاعات مربوط به نصب، عمليات و تعمير و نگهداري آنها باشد.

 

ماده ٢٩٤ : افرادي كه نسبت به ارتقاء ماشين هاي ريژه ريزي اقدام مي نمايند موظفند دستورالعمل كار با آنها كه شامل تعميرات مربوط به ماشين هاي بهينه شده است را ارائه نمايند. اين اطلاعات بايد شامل نقشه هاي مهندسي و كنترل ها و تجهيزات بهينه شده باشد.

 

ماده ٢٩٥ : كارفرما موظف است دستورالعمل هاي تعمير و نگهداري ماشين هاي ريژه ريزي را بر اساس دستورالعمل هاي ارائه شده از سوي سازندگان ماشين ها و يا ارتقاء دهنده هاي آنها و يا بر اساس تجربيات شخصي خود تهيه و بر اجراي آنها نظارت نمايد تا براي كارگران عملياتي و تعمير و نگهداري خطرات به حداقل برسد.

 

ماده ٢٩٦ : كارفرما مسئوليت بازرسي و تعمير و نگهداري از تجهيزات ريژه ريزي را به منظور به حداقل رساندن خطرات براي اپراتورها، دارا م يباشد. اين بازرسي ها بايد شامل تنظيمات، وضعيت و عملكرد تجهيزات باشد. بيشترين تأكيد مربوط به موجود بودن و عملكرد ابزارهاي حفاظتي می باشد.

 

ماده ٢٩٧ : انجام تعمير و نگهداري بر روي ماشينهايي كه داراي حفاظ نبوده و امكان آزادشدن فشار باقيمانده در آنها وجود دارد، ممنوع مي باشد.

 

ماده ٢٩٨ : در خصوص انجام كار در مناطقي كه در ديد مستقيم نم يباشد كارفرما موظف است يك سيستم هشداردهنده مناسب را تهيه و نصب نمايد.

 

ماده ٢٩٩ : كارگران تعمير و نگهداري يا تنظيم ماشين كه بر روي ماشينهايي كه در معرض ديد ديگران نمي باشند كار م ينمايند بايد حضورخود را در محل از طريق سيستم هشداردهنده نصب شده در محل به ديگران اطلاع دهند.

 

ماده ٣٠٠ : هر يك از كارگران كه مجبور است بصورت فيزيكي بدن خود را در داخل ماشين قرار دهد قبل از اين كار بايد ماشين را غير فعال نموده و با استفاده از روش هاي ايمن از حركت اجزاء ماشين جلوگيري نمايد.

 

ماده ٣٠١ : هنگامي كه به منظور رفع اشكالات، لازم است كار تعمير در حين روشن بودن دستگاه انجام پذيرد، كارگران مجاز (عمومًا كارگران تعمير و نگهداري می باشد) می تواند.

با برداشتن حفاظ ها و يا كار در محوطه پشت حفاظ ها به كار خود ادامه دهند و در اينحالت بدن آنها نبايد در مسير حركت اجزاء متحرك ماشين قرار گرفته باشد.

 

ماده ٣٠٢ : مسئوليت صدور تأييديه براي بازگشت ماشين آلات به خط توليد بر عهده كارگران تعمير و نگهداري بوده و آنها بايد قبل از صدور تأييديه از نصب صحيح حفاظ ها در محل خود مطمئن شده باشند.

 

ماده ٣٠٣ : كارگران تعمير و نگهداري ماشين هاي ريژه ريزي بايد مجهز به ابزارهاي مخصوص و بلوك هاي متوقف كننده (Stop Blocks) مورد نياز خود باشند تا بتوانند وظايف خويش را به صورت ايمن انجام دهند.

 

ماده ٣٠٤ : كارفرما مكلف است بر اجراي مراحل راه اندازي و خاموش نمودن دستگاه مطابق دستورالعمل ارائه شده از طرف سازنده دستگاه نظارت نمايد. انجام عمل خاموش نمودن دستگاه به منظور انجام امور بازرسي، تنظيم و يا تعمير و نگهداري مي باشد.

 

ماده ٣٠٥ : لوله هاي تزريق مذاب به داخل قالب بايد بصورت مناسب پيش گرم شده و قسمت رويي آنها پوشانده شده باشد تا امكان بيرون زدن مواد مذاب و خارج شدن آن وجود نداشته باشد.

 

فصل يازدهم  ريخته گري گريز از مركز

الف ( لوله ريزي

ماده ٣٠٦ : ماشين ها و ايستگاههاي مختلف كار در ريخته گري گريز از مركز بايد از اطاق كنترل قابل رؤيت باشند.

 

ماده ٣٠٧ : كليد توقف اضطراري و كنترلهاي مربوط به ماشين ريخته گري گريز از مركز بايد هنگام ذوب ريزي و چرخش دستگاه در دسترس اپراتور ماشين باشد.

 

ماده ٣٠٨ : بازكردن گيره (بست) قالب ها در حين بارريزي نبايد امكان پذير باشد. ضمنًا بست قالب هاي نيوماتيك (پنوماتيک)  هيدروليك يا الكترومغناطيس بايد طوري طراحي شده باشند كه فقط پس از انجماد ذوب امكان بازشدن آنها وجود داشته باشد.

 

ماده ٣٠٩ : براي پيشگيري از جابجايي ناخواسته، حفاظ هاي متحرك بايد در موقعيت بسته نگهداشته شوند.

 

ماده ٣١٠ : پاتيل، لوچه و ناوداني بارريز بايد هنگام بارريزي در برابر تكان هاي ناخواسته حفاظت شوند.

 

ماده ٣١١ : ناوداني بارريز، لوچه و قالب ها بايد پيش از استفاده خشك شوند.

 

ماده ٣١٢ : منطقه زير و اطراف پاتيل بايد خشك نگهداشته شود.

 

ماده ٣١٣ : در مواردي كه تميز كاري پاتيل و ناوداني بارريز با دوران آنها حول محور مركزيشان انجام م يگيرد، نظافت محوطه اطراف از بيروني ترين منطقه اي كه احتمال پاشش قطعات فلزي وجود دارد، بايد انجام پذيرد.

 

ماده ٣١٤ : در ماشين هاي ريخته گري گريز از مركز به منظور جلوگيري از وارد آمدن صدمه به اپراتورها بواسطه پرتاب ذرات و حركت طولي ماشين و لوله، تابلوي كنترل ماشين بايد خارج از منطقه خطر باشد.

 

ماده ٣١٥ : در ماشين هاي ريخته گري گريز از مركز به منظور جلوگيري از جداشدن اجزاء قالب از يكديگر كه ناشي از اعمال نيروي سانتريفوژ مي باشد موارد ذيل بايد رعايت گردد:

الف ( استحكام قالب و قفل هاي قالب مناسب و كافي باشد.

ب ( سرعت دوران قالب مطابق مقدار مجاز آن باشد.

ج ( فشار اعمالي محدود به مقدار مجاز باشد.

 

ماده ٣١٦ : با استفاده از سوئيچ هاي محدودكننده، بايد از افزايش سرعت دوران ناخواسته و حركت طولي خطرآفرين غيرمجاز ماشين آلات و تجهيزات جلوگيري گردد.

 

ماده ٣١٧ : طراحي منطقه نقل و انتقالات محصولات ريخته گري گريز از مركز بايد به گون هاي باشد كه امكان گيرافتادن كارگران وجود نداشته باشد.

 

ماده ٣١٨ : در صورت متحرك بودن قالبها و امكان نزديك شدن آنها به نقطه توقف بايد طراحي به گون هاي باشد كه از گير افتادن كارگران در فضاي بين قالبها و نقطه توقف جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٣١٩ : به منظور جلوگيري از سقوط و يا از جا دررفتن قالب ها از غلطك هاي حمل كننده، بايد از راهنماهاي ثابت يا قطعات نگهدارنده استفاده نمود.

 

ماده ٣٢٠ : چرخش پاتيل هاي مذاب براي ريخته گري در ماشين هاي ريخته گري گريز از مركز بايد كام ً لا تحت كنترل اپراتور باشد. به اين منظور اپراتور بايد ديد كامل و بدون محدوديت به روند كار داشته باشد. ضمنًا شروع چرخش پاتيل بايد با فشار دادن مداوم دكمه كنترل مربوطه توسط اپراتور انجام پذيرد.

 

ماده ٣٢١ : به منظور جلوگيري از پرتاب مذاب در حين چرخش قالب در ريخته گري گريز از مركز، بايد از حفاظ هاي مناسب استفاده گردد.

 

ماده ٣٢٢ : به منظور جلوگيري از شروع به كار ناخواسته و ناگهاني ماشين هاي ريخته گري گريز از مركز و حذف خطرات مربوطه، بايد از شروع به كار مجدد خودكار اين ماشينها جلوگيري بعمل آيد.

 

ب ( بوش ريزي

ماده ٣٢٣ : دستگاه بوش ريزي بايد مجهز به حفاظ مناسب بوده تا از پاشش مواد مذاب در هنگام كار دستگاه، جلوگيري بعمل آيد.

 

ماده ٣٢٤ : مخزن پوشان دستگاه بوش ريزي بايد مجهز به سيستم تخليه خودكار فشار هوا باشد.

 

ماده ٣٢٥ : پوشان داخل قالب دستگاه بايد قبل از تخليه مذاب به داخل آن از لحاظ خشك بودن بررسي گردد.

 

ماده ٣٢٦ : استفاده از پوشان هاي داخل قالب كه بر پايه الكل يا مواد مشابه مي باشد ممنوع است.

 

ماده ٣٢٧ : قبل از تخليه مذاب به داخل قالب فلزي دستگاه بوش ريزي بايد از بسته شدن كامل درب آن اطمينان حاصل گردد.

 

ماده ٣٢٨ : لوله هاي پاشش (لانس هاي) پوشان به داخل قالب، بايد از جنس فلزات كم مقاومت مانند مس يا برنج يا آلومينيم باشند.

 

ماده ٣٢٩ : دسته برس سيمي مورد استفاده براي تميز كردن پوشان باقيمانده در داخل مذاب نبايد از جنس فلز باشد.

تبصره : توصيه مي شود از دسته هاي چوبي با ضخامت حداكثر ٢٥ تا ٣٠ ميليمتر استفاده شود.

 

ماده ٣٣٠ : خارج نمودن قطعه از داخل قالب بايد پس از توقف كامل قالب انجام پذيرد.

 

ماده ٣٣١ : به منظور جلوگيري از پاشش مواد مذاب به خارج از دستگاه، مقدار مذاب ريخته شده بايد متناسب با ظرفيت قالب باشد.

 

ماده ٣٣٢ : جهت تعويض قالب هاي دستگاه بوش ريزي استفاده از ابزار و فيكسچرهاي مخصوص الزامي است.

 

ماده ٣٣٣ : قبل از بازكردن در مخزن مخلوط هوا و پوشان بايد از بسته بودن شير ورودي هوا به داخل مخزن و تخليه كامل هواي فشرده داخل آن اطمينان حاصل گردد.

 

فصل دوازدهم  ساير مقررات

ماده ٣٣٤ : صدور مجوز كار بايد توسط كارفرما يا نماينده وي انجام پذيرد و بايد بصورت حداقل شامل نوع فرايند، مخاطرات شغلي، اقدامات كنترلي و مدت زمان انجام كار باشد.

 

ماده ٣٣٥ : با عنايت به ماده ٨٨ قانون كار جمهوري اسلامي ايران، كليه اشخاص حقيقي و يا حقوقي كه به ساخت يا ورود و عرضه ماشي نها، دستگاه ها و تجهيزات مشمول اين آيين نامه مي پردازند مكلف به رعايت موارد ايمني و حفاظتي مناسب مي باشند.

 

ماده ٣٣٦ : كارفرما موظف است از پيمانكاراني استفاده نمايد كه داراي صلاحيت ايمني بر اساس آيين نامه ايمني امور پيمانكاري مصوب شوراي عالي حفاظت فني باشند.

 

ماده ٣٣٧ : به استناد مواد ٩١ و ٩٥ قانون كار جمهوري اسلامي ايران، مسئوليت رعايت مقررات اين آيين نامه بر عهده كارفرماي كارگاه بوده و در صورت وقوع هرگونه حادثه بدليل عدم توجه كارفرما به الزامات قانوني، مكلف به جبران خسارات وارده مي باشد.

 

آیین نامه ایمنی در صنایع ریخته گری (قطعه ریزی و لوله ریزی.pdf

۵
از ۵
۱۰ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش